مسئله‌ی توهین به مقدسات و چند دغدغه

استاندارد

متن کامل سلسله یادداشت های من در روزنامه ی صبح نو درباره‌ی مسئله‌ی توهین به مقدسات که با کمی حذفیات و تقطیع منتشر شد. 

اول:

اهانت خانم شادی صدر به مقدسات شیعیان بار دیگر به یاد ما آورد که ما – همه ی ما – با مسئله ی توهین به مقدسات و حواشی آن درگیریم. هر سمتی که ایستاده باشیم و هر بلندگویی که در دست گرفته باشیم و دل در گرو هر عقیده و آرمانی که داشته باشیم. مسئله ی توهین به مقدسات گریبان همه را گرفته است؛ توده ی مردم، حاکمان و سیاست‌ورزان، فعالان اجتماعی و اهالی رسانه، دین باوران، هنرمندان، حقوق‌دانان، روشنفکران و دگر‌اندیشان. اصل مسئله تازه نیست. قدمت تاریخ بشر را با خود دارد. تاریخ توهین به مقدسات، تاریخ مقدسات است. با این همه زمانه ی نو، مسائل را پیچیده و هزارتو کرده است. توهین به مقدسات هم یکی از مسائل دشوار و معما گونه و چالش برانگیز زمانه ی ماست.
ما سال‌ هاست که با مسئله ی توهین به مقدسات دست و پنجه نرم می کنیم. در ذهن نسل ما توهین به مقدسات با نام کتاب آیات شیطانی، سلمان رشدی و واکنش شدید امام خمینی(ره) گره خورده است. نسل ما قصه های زیادی از این نام در دل دارد؛ انتشار کاریکاتورهای دانمارکی از پیامبرمان، آتش زدن قرآن مان به دست های تری جونز که کشیشی مسیحی بود، فیلم هایی همچون تسلیم و بی گناهی مسلمانان، ترانه ی توهین آمیز شادی نجفی و ده ها قصه ی دیگر که از دل هر کدام صدها قصه و غصه برآمد و بر دل نشست.
این همه ی قصه نیست. در این سال ها انگشت اتهام به سمت ما نیز نشانه رفته است. جمعی از شیعیان به صورت آیینی به مقدسات اهل سنت توهین می کنند. پاره ای از ادعیه و متون دینی ما به علت تأکید بر آموزه ی لعن متهم به توهین به مقدسات دیگران است. سیاست های ما در برخورد با آنچه سیاست‌ورزان، نهادهای امنیتی و گاه عالمان دینی ما بدعت، خرافه و انحراف می نامند نیز انتقاداتی با همین مضمون به دنبال داشته است.
با این همه مسئله ی توهین به مقدسات جایی در مباحث پژوهشی جامعه ی ما ندارد. هنگامی که من موضوع رساله ی کارشناسی ارشدم را به مسئله ی توهین به مقدسات اختصاص دادم به این خیال خام دلخوش بودم که با انبوهی از ادبیات مسئله و پیشینه ی تحقیق روبرو خواهم بود. مگر می شد جامعه ای که سال ها با این مسئله دست و پنجه نرم کرده بود، هزینه داده بود، زخم خورده بود و متلاطم شده بود کم کتاب و مقاله و نظریه در این موضوع داشته باشد؟ آری. شده بود. ناباورانه. امروز که به مناسبت نوشتن این متن منابع پایان نامه ام را مرور کردم دیدم تقریبا هیچ. می گویم تقریبا هیچ و این سخن برایم نه عجیب است و نه غریب. کدام مسئله از مسائل ضروری جامعه ی ما مورد توجه دانشگاه و حوزه بوده که توهین به مقدسات دومی اش باشد. دانشگاه و حوزه در این سال ها دغدغه های مهمتری داشته اند. همین است که ما هر بار که با این مسئله مواجه می شویم در می مانیم و نمی دانیم چه کنیم. هر کسی به سمتی می کشد و از ظن خود نسخه ای می پیچد. یکی می گوید به سکوت برگزار کنیم. یکی می گوید به نهادهای بین المللی شکایت کنیم. یکی می گوید بکشیم. و یکی هم هیچ نمی گوید.
مسئله‌ی توهین به مقدسات از آن جنس مسئله هایی است که آسان می نماید اول ولی مشکل افتادن ها به دنبال دارد. مسئله با یک محکوم کردن اخلاقی و یک فتوای فقهی حل نمی شود. بی پژوهش و بی نظریه در این مسیر حرف زدن راه به جایی نمی برد. ما نیازمند آنیم که مسئله را از ابعاد مختلف واکاوی کنیم. ما هیچ وقت به مسئله نگاه روانشناختی نداشته ایم. پژوهشگران ما باید از این منظر مسئله را واکاوی کنند. تحلیل روانی توهین کنندگان به مقدسات دیگران، اشاعه دهندگان و مدافعان آن و نیز آثار روانی این عمل بر جامعه ای که مقدسشان مورد حمله و هجوم قرار گرفته است، ضرورت دارد. رویکرد جامعه‌شناختی به مسئله نیز همین ضرورت را با خود دارد. توهین به مقدسات دیگران و واکنش های رخ داده در برابر آن پدیده ای اجتماعی است و نیاز به تحلیلی از منظر اجتماعی دارد. مسئله نیازمند پژوهش های تاریخی، تطبیقی، حقوقی، اخلاقی، مردم شناختی و رسانه ای است. تقریبا هیچ یعنی جز اندک ادبیات مسئله ی موجود در فقه و حقوق و اخلاق در سایر حوزه ها تقریبا هیچ.

دوم:

یکی از فقرهای پژوهشی ما، فقر در تعیین مفهوم و دامنه ی مسئله ی توهین به مقدسات است. نظر شخصی من آن است که اصل این عنوان ره زن و گمراه کننده است؛ توهین به مقدسات عنوانی است که گویا فرهنگ نویسان آن را مقابل دو مفهوم بلسفمی ( Blasphemy) و سکریلج (Sacrilege ) قرار داده اند. این مفاهیم بار معنایی شدیدا مسیحی دارند و کفرگویی و سرقت از کلیسا و استفاده نمودن از وسایل روحانی در مقاصد غیر روحانی را نیز شامل می شوند. در پیشینه ی فقه اسلامی نیز توهین به مقدسات ذیل مسئله ی ارتداد مطرح می شود. عدم توجه به این ظرافت ها باعث شده است که قضاوت های تاریخی اشتباهی خصوصا در ترجمه ها رخ دهد. این روزها اظهار نظرهای فراوانی خواندم مبنی بر این که بسیاری از شخصیت های مشهور و بزرگان تاریخ متهم به توهین به مقدسات بوده اند. منتشر کنندگان این مطالب چنین نتیجه گرفته اند که توهین به مقدسات چماقی برای سرکوب بزرگان تاریخ بوده است و به طور ضمنی نتیجه گرفته اند که خانم شادی صدر و آقای شاهین نجفی و افرادی از این دست از بزرگان تاریخ اند. لابد. این ادعاهای گزاف حاصل اشتباه در ترجمه و فرهنگ نویسی است. در بسیاری موارد اتهام این شخصیت کفرگویی است نه توهین به مقدسات دیگران.
مسئله‌ی توهین به مقدسات دیگران در نگاه اخلاقی از آن رو حساسیت برانگیز است که مصداق بارز سخنان نفرت پراکنانه به شمار می رود. مباحث فلسفی و دینی و تاریخی که به قصد زیر سؤال بردن قدسیت یک پدیده انجام می شود در این موضوع بی ربط است.
مفهوم مقدس از منظر الهیاتی، حقوقی و دین پژوهی معنا، تحلیل و نظریه های خود را دارد. اما در مسئله ی توهین به مقدسات به مثابه یکی از مصادیق سخنان نفرت پراکنانه و از منظری اجتماعی مقدس هر آن چیزی است که مردم یا بخشی از مردم یک جامعه آن را مقدس می انگارند. . این گونه پرچم یک کشور مقدس است و آتش زدن آن غیر اخلاقی است. در جامعه ای که برخی از حیوانات مقدس قلمداد می شوند باید حریم آن حیوانات نگاه داشته شود. شخصیت هایی که مردم یک جامعه آنان را تقدیس می کنند، مکان ها، زمان ها، نوشته ها و مکتوبات و هر آنچه که مردم یک جامعه مقدسش می انگارند مقدس است. جای مباحث سیاسی، نقدهای تاریخی و معرفتی در رد قدسیت یک امر هر جا که باشد اینجا نیست.

سوم:

سخن در باب مفهوم و دامنه ی توهین اما یکی از چالش برانگیز ترین نقاط این مسئله است. در توهین انگاری یک رفتار یا گفتار با تفاوت های فرهنگی و زبانی چه باید کرد؟ نقد را ولو در تیزترین و تند ترین قالب هایش توهین حساب کنیم؟ لعن کردن و نفرین کردن را توهین بدانیم؟ نمایش چهره ی شخصیت های دینی در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی توهین به مقدسات خواهد بود؟کشیدن کاریکاتور از چهره های دینی را توهین بدانیم؟ با فرض تفاوت میان تمسخر و طنز و شوخی، شخصیت های دینی و مذهبی می توانند دست مایه ی شوخی و طنز قرار گیرند؟ با عنصر انگیزه چه کنیم؟ در مسئله‌ی اخیر یکی از دو شخصیت مؤثر آگاهانه عمل از عمل توهین آمیز خود دفاع می کند و دیگری انگیزه اش را توهین به مقدسات مردم نمی داند و مخاطب را به بحث خلاقیت در هنر حواله می دهد. با هر دو یک معامله داشته باشیم؟ به این پرسش ها ده ها مسئله ی دیگر نیز می توان اضافه کرد تا نشان دهیم یکی از سخت ترین ابعاد مسئله پاسخ به این پرسش است که از توهین که حرف می زنیم از چه حرف می زنیم؟
یافته های من در روزهای تدوین پایان نامه ام نشان می داد که ما در برابر این پرسش ها موضعی منسجم و یک دست نداشته ایم. جامعه ی ایرانی در بسیاری موارد شوخی با پیامبران را توهین به مقدسات قلمداد نکرده است؛ چنان که کاریکاتورهای متعددی از پیامبران در جامعه ی ایرانی تولید و یا منتشر شده است بی آنکه واکنش و حساسیتی به دنبال داشته باشد. در زبان فارسی خداوند دست مایه جوک ها و لطیفه های متعددی بوه است. در مسئله‌ی نمایش چهره ی شخصیت های مقدس رویکرد دوگانه ی ما آشکار است. توجه دادن به این نکات به معنای پاک کردن اصل مسئله و روا انگاری هر عمل توهین آمیزی به بهانه‌ی ‌ عدم وضوح و انسجام در تعیین مفهوم و دامنه ی نیست. سخن در نقد ساده انگاری ها و کلان روایت هایی ست که معیار قضاوت و حکم می شوند.
پیشنهاد من در تعیین مفهوم و دامنه ی توهین اتخاذ رویکردی حداقلی با توجه به عنصر انگیزه و نیز فرم و قالب سخن و اثر است. از نگاه من در تحقق توهین انگیزه و آگاهی شرط اصلی است. از این منظر رفتارهایی همچون دشنام دادن، آتش زدن، شوخی های جنسی، نسبت های ناروای اخلاقی، آلوده کردن، تخریب کردن، لگدکوب کردن و یا در معرض این امور قرار دادن از مصادیق توهین در مسئله ی توهین به مقدسات هستند. بر همین مبنا من نیز همچون بسیاری دیگر از مردم جامعه ام رفتار خانم شادی صدر را توهین آشکار به مقدساتم می دانم.

چهارم:

من زمانی در قامت یک طلبه‌ی شیعه به خاطر رفتار اهانت آمیز جمع اندکی از شیعیان نسبت به مقدسات اهل سنت در یک مراسم خاص از اهل سنت عذرخواسته ام. این به آن معناست که من نیز از کسانی هستم که توهین به مقدسات دیگران را همیشه، همه جا و در هر موقعیتی غیر اخلاقی می دانم و البته از کسانی هم هستم که نقد و اظهار نظر تاریخی درباره ی شخصیت های مقدس را توهین نمی دانم. ما حتی در زمان جنگ نظامی نیز اخلاقا مجاز به توهین به مقدسات طرف مقابلمان نیستیم. رعایت حریم مقدسات یکی از اصول اخلاقی جنگ است. به باور من حتی در مواردی که کشتن طرف مقابل در جنگ نظامی غیر اخلاقی محسوب نمی شود توهین به مقدسات حکمی شبیه مثله کردن و یا بی احترامی به کشته شدگان طرف مقابل و یا بدرفتاری با اسیران نظامی را دارد. ما می توانیم با هم مخالف باشیم، دعوا بکنیم، علیه هم مبارزه بکنیم و سر هم داد و فریاد و هوار بکشیم اما اجازه ی توهین به مقدسات همدیگر را نداریم. توهین به مقدسات دیگران اعمال خشونت غلیظ و شدید علیه آنهاست. توهین به مقدسات، دل‌ها را چنگ می زند، قلب ها را آزرده می کند و کینه های عمیق را بر می انگیزاند و به خشونت های گسترده دامن می زند. من از هر منظر که به توهین به مقدسات دیگران نگاه می کنم آن را غیر اخلاقی می یابم. بر مبنای قاعده ی زرین به مقدسات دیگران توهین نمی کنم چون توهین به مقدسات خودم را تاب نمی آورم. با رویکرد پیامدگرایانه، پیامدها و نتایج توهین به مقدسات دیگران را وحشتناک می بینم و از منظر منزلت اخلاقی توهین به مقدسات دیگران را هم با شأن و منزلت اهانت کننده ناسازگار می دانم و هم با کرامت و منزلت انسانی و اخلاقی باورمندان و متعهدان به امر مقدس.
با این همه اتفاقا موضوع رساله‌ی ارشد من توجیهات اخلاقی است که توهین کنندگان به مقدسات دیگران و مدافعان آنها برای اخلاقی دانستن عمل خود ارئه کرده اند. توهین به مقدسات هم در جبهه ی دین باوران مدافعان جدی دارد و هم در اردوگاه دین ناباوران. با این حال هر دو از دلایل و توجیهات یکسانی در این موضوع بهره می برند. این توجیهات عمدتا بر پایه ی نفی منزلت اخلاقی امر مقدس، نفی منزلت اخلاقی معتقدان به قدسیت امر مقدس، و وجود ارزش های اخلاقی بالاتری همچون خرافه ستیزی، ارزش آزادی بیان ( نه حق آزادی بیان) و ارزش مصلحت بنا شده اند. توجه به این نکته ضروری است که اتفاقا عمده ی این دلایل و توجیهات همان هایی هستند که مجوز رفتارهای خشونت آمیزی همچون قتل، شکنجه و آزار دیگران بوده اند و یا توجیهاتی هستند که رفتارهایی همچون تهمت زدن و مسخره کردن را پوشش می دهد و یا توجیهات و دفاعیاتی هستند که بر آزادی پورنوگرافی و برهنه نمایی و هرزه نگاری و نمایش خشونت اقامه شده اند. مطالعات من در آن روزها نشان می داد که غالب افرادی که از این توجیهات برای دفاع از توهین به مقدسات دیگران استفاده می کنند از لوازم مبنای نظری خود آگاهی ندارند و از تفکر اخلاقی منسجم بی بهره اند. مبنای نظرات اخلاقی همچون دم خروس از زیر لفاظی ها بیرون می زند و پنهان کردنی نیست. آدم ها باید حواسشان باشد نظراتشان در یک مسئله چه لوازمی به دنبال دارد و آنها را با چه کسانی پیوند می دهد.

پنجم:

دوست دارم صحبت هایم در این مسأله را با بیان چند دغدغه به پایان ببرم. اول آنکه تقریبا در همه ی موارد توهین به مقدسات اسلامی اصل مسئله به حاشیه تبدیل شده و آنچه مسئله شده واکنش های خشونت باری است که علیه آن صورت گرفته. بر مبنای گزارش ها در جریان اعتراض به کاریکاتورهای دانمارکی در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ بیش از صد تن کشته شده اند و بسیاری از کشورهای اسلامی آشوب های گسترده ای را از سر گذرانده اند و جالب آنکه اکثریت این کشته شدگان مسلمانانی هستند که توهین غربی ها به مقدساتشان را تاب نیاورده اند. من نمی دانم چه باید بکنیم اما دغدغه ی این را دارم که مسلمانان توسط قدرت های غربی از طریق پیش بینی واکنش هایشان مدیریت شوند. دغدغه ی این را دارم که هر جا نیاز بود مسلمانان خشونت طلب نمایش داده شوند توهینی صورت گیرد و رسانه ها آتش بیار معرکه شوند. بیایید در فاصله ای که تا توهین بعدی به مقدساتمان در اختیار داریم -که احتمالا دور هم نخواهد بود- برای این مسئله ها فکری کنیم. توهین کنندگان منتظر محکوم کردن های همیشگی ما نمی مانند. محکوم کردن های ما هم جلوی وقوع توهین بعدی را نمی گیرد. متأسفانه فتواهای شدید عالمان دینی دیگر در این زمینه کار نمی کند و به دلایل مختلف قدرت بازدارندگی خود را از دست داده اند. امروز توهین به مقدسات اسلامی و ارتداد بهترین بهانه برای پناهندگی به کشورهای غربی است و در بسیاری موارد اتفاقا انگیزه ی اصلی توهین کنندگان همین بوده است. به این اضافه کنید شهرت های یک شبه و حمایت هایی که افراد از راه توهین به مقدسات دینی به دست می آورند. به نظرم می رسد در بسیاری موارد واکنش های ما دقیقا مطابق برنامه و خواسته های توهین کنندگان است. و البته هنوز نمی دانم چه باید بکنیم. دغدغه ی دیگرم به توسعه ی دامنه ی مفهوم مقدس و مفهوم توهین بر می گردد. این توسعه هم از حرمت مقدس می کاهد و هم از قبح توهین. توهین به مقدسات زمانی به عنوان یک عمل شنیع غیر اخلاقی محکوم خواهد شد که گلمیش آنقدر دراز نباشد که پای هرکسی با هر حرکتی از آن تجاوز کند. نه آزادی بیان می تواند بهانه ی توهین به مقدسات دیگران باشد نه توهین به مقدسات می تواند بهانه ی برخورد با کسانی که با ما اختلاف نظر و دیدگاه دارند. اگر قرار باشد با روشنفکران و دگراندیشانی که با عقاید رسمی دینی سر ناسازگاری دارند همان معامله ای را انجام دهیم که با توهین کنندگان به مقدسات انجام می دهیم آنچه روز به روز از دست خواهد رفت حرمت مقدسات است. همین

2 دیدگاه در “مسئله‌ی توهین به مقدسات و چند دغدغه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *