تکاثر

استاندارد

پیش از خواندن : آنچه می خوانید نوشته ای ست که چندی قبل برای نشریه ی اعتصام نوشته بودم  در شماره ی بهاری که هرگز چاپ نشد . همین

بر آنچه در روزهای کنونی جامعه ی ما می گذرد نام های گوناگونی می توان نهاد : حرص، طمع، دنیا زدگی ، مال اندوزی و شاید ده ها نام دیگر . من از میان همه ی این نام ها اما نام تکاثر را برای چنین وضعیتی برگزیده ام .

تکاثر همان چیزی ست که یک روز خودش را در بازار طلا نشان می دهد، روز دیگر در بازار ارز. یک روز غول هزار سر بازار مسکن می شود یک روز افعی سیاه چمبره زده بر مایحتاج خوراکی مردم . یک روز رنگ اختلاس به خودش می گیرد، روز دیگر ننگ احتکار. یک روز گرانی به بار می آورد ، روز دیگر بی سر و سامانی .

تکاثر از کثرت می آید . یعنی زیاده خواهی . یعنی افزون طلبی . زیاده خواهی در مال و ثروت . زیاده خواهی در اولاد و اموال . نه در حد معقول و مشروع . تکاثر یعنی افزایش جویی های پی در پی . تکاثر یعنی افزون طلبی دیوانه وار و پایان ناپذیر . تکاثر یعنی دست به هر کاری زدن برای رسیدن به پول بیشترو در این راه – راه شوم تکاثر – به هر خیانتی دست زدن  و به هر جنایتی تن دادن .  جنایت و خیانتی که گاه از قتل انسان های بی گناه نیز ننگین تر می شود . تکاثر دنیا دوستان و زراندوزان فقر مستضعفان و مستمندان را به دنبال خواهد داشت و فقر مرگ خاموش است . با هر گرانی، با هر کم فروشی، با هر بی سر و سامانی در بازار بنیان خانواده ای فقیر به لرزه می افتد، دست پدر خانواده ای خالی تر می شود، ازدواج دختر و پسر جوانی تا افق های محال به تأخیر می افتد. آبروهای عزیزی به خاک ریخته می شود، دست های نیازمندی به سوی این و آن دراز می شود . سفره های بسیاری خالی می شود . دردهای فراوانی بی درمان باقی می مانند و در همه ی این مصیبت هایی که نامشان رفت و نرفت اهالی قبیله ی تکاثر مقصرند . پول هایی که در جیب آن ها می رود از آسمان نباریده است . بسیار کسان که فقیر می شوند تا آنان بر ثروتشان افزوده شود .

تکاثر همان حقیقت دنیاست . همان بازی عجوزه ی هزار داماد. همان که دوستی اش سرچشمه ی همه ی خطا ها بود : ” حب الدنیا رأس کلّ خطیئه ” . همان که خداوند ما را به دانستنش فرا می خواند : ” اعْلَمُوا أنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزینَهٌ وَتَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکاثُرٌ فِی الْأمْوالِ وَالْأوْلادِ ” تکاثر همان لهو و لعب بازی های کودکانه ی بی حاصل است . همان تجمل پرستی پوشالی . همان فخر فروشی احمقانه و همان زیاده خواهی جنون آمیز .

در نگاه قرآنی تکاثر همگام با تفاخر است . زیاده خواهی برای فخر فروشی . برای قیافه گرفتن. برای چشم و هم چشمی. برای کلاس گذاشتن . برای پیروزی در رقابت دنیا زدگی . کی ماشین بهتر سوار می شود و کی خانه ی بزرگتر دارد . کی لباس گران تر بر تن کرده و کی صفر حساب های بانکی اش بیشتر از دیگری ست . جاهلیت شاخ و دم ندارد و تفاخر از آن جا که ریشه در جاهلیت دارد لاجرم به حماقت می انجامد . چه در زمان جاهلیت پیش از اسلام در شبه جزیره ی عربستان باشد چه در جاهلیت مدرن در منطقه ای از ایران یا هر کجای دیگر از این کره ی خاکی که انسان های دنیا زده و دنیا دوست در آن زندگی می کنند . تکاثر همسایه ی حماقت است . حماقتی که سرانجام به  ” حتی زرتم المقابر ” ختم می شود . فخر فروشی به تعداد مرده ها همانقدر احمقانه و مسخره است که فخر فروشی به جنس سنگ قبر مرده ها . همانقدر حماقت آمیز است که فخر فروختن به محل خاک کردن مرده ها . همانقدر مسخره است که فخر فروختن به هزار و یک چیز دیگر که اهل تکاثر به آن می بالند و می نازند و برای همدیگر و برای مردم متوسط و مستضعف قیافه می گیرند .

نتیجه ی تکاثر (همان چیزی که هر بار برای جامعه بحران می افریند ؛ همان چیزی که سر و گوش ها را می جنباند که کی دلار بخرند، کی سکه ، کی ماشین بخرند کی خانه ، کی بخرند، کی بفروشند تا در همه ی این اوضاع و احوال سود زیادتر برده باشند و بر ثروتشان افزوده شود ) غفلت است. یک غفلت بزرگ. یک فراموشی خانمان سوز . خداوندفرمود : ” الهیکم التکاثر ” زیاده خواهی و افزون طلبی در مال و اموال شما را از یاد خداوند باز داشت و این آغاز همه ی بدبختی ها بود .

خدا مردانی را دوست داشت که در بازار مکاره ی دنیا یوسف ذکر خدا را با ثمن بخس معامله نکنند : ” رجال لا تلهیم تجاره ولا  بیع عن ذکر الله ” . اهل تکاثر اما خدا را در این میانه به باد فراموشی سپردند و این آغاز همه ی مصیبت ها بود . وقتی که تیتر روزنامه ها از گرانی و کم فروشی و نایابی کالاها می گفتند این نام و یاد خدا بود که از هر گوهری نایاب تر بود . زمانی که دلالان از گران شدن همه چیز سخن می گفتند اما ایمان ارزان بود، انسانیت ارزان بود . اخلاق ارزان بود . و همه ی این ارزانی ها به خاطر این بود که یاد و ذکر خدا در کار نبود . اگر انبار داری که انبارش را برای احتکار مایحتاج مردم آماد می کرد لحظه ای – فقط و فقط لحظه ای – به یاد خدا می افتاد. اگر سرمایه داری که قصد کرده بود با شایعه ای دروغین سرمایه اش را ده ها برابر کند لحظه ای به آسمان نگاهی انداخته بود . اگر ….

یاد خدا که نباشد ثروت بعضی ها صدها برابر می شود همان گونه که فقر بعضی ها صدها برابر . این اما همه ی ماجرا نیست . نبود یاد خداوند زندگی را به مرداب نکبت و منجلاب ذلت تبدیل می کند و این وعه ی خداوند و سنت الهی ست : ” و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا ” و همانا آن که از یاد و ذکر من روی گردان شود زندگانی اش با نکبت و بدبختی گره خواهد خورد . گران فروش، شایعه ساز ، محتکر و همه ی اهالی تکاثر از یاد خدا روی گردانده اند و لاجرم به نکبت موعود مبتلا خواهند شد .

نکبت چیز عجیب و غریبی نیست . همان اختلافات خانوادگی ست. همان دعواها و بگو مگوهای پایان ناپذیر همیشگی ست. همان آتش خانمان سوزی ست که نمی فهمد خانه و خانمانی که می سوازند و خاکستر می کند چقدر ارزش دنیایی دارد. همان زندگی ست که به اندازه ی یک پیاله زهر مار تلخ و جگر سوز می شود . همان خیانتی ست که روی محبت خانوادگی سایه می اندازد و آنقدر می ماند تا به کینه و نفرت بدل شود . همان بی ادبی و بی حرمتی ست که حریم پدر و فرزندی نمی شناسد . نکبت همان بیماری های لا علاجی ست که هربار طاقت آدم را طاق می کنند . نکبت همان اضطرابی ست که تسلیم قرص های آرام بخش نمی شود . همان بی قراری و آشفتگی و پریشانی که آدم ها را دیوانه می کند . نکبت همان چیزی ست که با بودنش آدم ها با همه ی ثروتشان از زندگی سیر می شوند . آنقدر سیر که حتی دست به دامان مرگ بشوند و ننگ خودکشی را به جان بخرند .

تکاثر که آمد یاد خدا می رود . یاد خدا که رفت آرامش قلب ها می رود . آن چه به جان ها آرامش می داد یاد خدا بود : ” الا بذکرالله تطمئن القلوب ” . دل که آرام نبود مال و منال هرچقدر می خواهد باشد . مایه ی مصیبت می شود . مایه ی دعوا. مایه ی اختلاف . یاد خدا که نبود یاد شیطان جایش را می گیرد . شیطان که زمام امور را بدست گرفت آتش دشمنی ها و فتنه ها و اختلاف ها را شعله ور می کند . شیطان برادر را به جان برادر می اندازد و صدای فرزند را بر پدر و مادر بلند می کند . شیطان محبت و صفا را از خانه ها می برد و جایش را به کینه ها و نفرت ها می دهد . شیطان آدم ها را بدبخت می کند و تکاثر یعنی خدا را از خانه بیرون کردن و شیطان را به خانه میمهان کردن .

همه ی این ها را گفتم تا گفته باشم بعضی وقت ها، بعضی خبر ها فقط درباره ی چند عدد و رقم نیستند و آثار بعضی فراز و نشیب ها فقط به حوزه ی اقتصاد و بازار محدود نمی شود . یک قدم اشتباه در مسیر زیاده خواهی و تکاثر زندگی را تا مرز سقوط و تباهی پیش خواهد برد . راستی شما می دانید فصل آینده قرار است چه چیزی گران شود ؟ به فکر نیستید  حالا بخرید و زمان گرانی بفروشید و چند برابر سود کنید ؟

6 دیدگاه در “تکاثر

  1. خوب بود مثل همیشه. به نظرم برای تبیین برخی موضوعات اجتماعی که در آموزه های دینی درباره آن بیاناتی داریم باید بیشتر کار کرد. به خصوص حوزویان دست به قلم باید بیشتر بجنبند. درباره سیکل معیوبی که این تکاثر ایجاد می کند مطلبی دارم که در وبلاگم آمده.

  2. سلام جناب دیانی چه عجب بلاخره چیزی نوشتید ولی بهتون برنخوره ولی این حرفها دیگه کلیشه شده چه فایده ؟!-وقتی خانه ازپایبست ویرانست ،وقتی گوش شنوایی نیست ودلها اغلب سخت ومریض اند واکثرآدمها درحال دویدن و سبقت گرفتن از یکدیگر برای له کردن اند و…
    بگذریم! از شما یک سئوال داشتم .مدتی ست که یک کانون فرهنگی درمسجد محلمان ایجاد کرده ایم ولی کمترجوانی حاضر می شود درکانون وبرنامه های مسجد شرکت کند با آنکه درکانون امکانات خوبی مثل کامپیوتر و اینترنت وکتابهای متنوع نیز وجود دارد درکلاسهای دانشگاه هم همین معضل وجود دارد بچه ها بی تفاوتند وعلاقه ای به شنیدن صحبت ها ی جدی ومسائل اساسی ندارند و دنبال لودگی و تفریح اند شمابه عنوان یک مبلغ دینی چه تحلیلی دارید و چه راههایی را پیشنهاد می کنید؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *