پس از تازیانه

استاندارد

باید انگار درباره ی غزل تازیانه چیزی بنویسم و این از پلشتی زمانه است . در مقدمه ای که بر تازیانه نوشته شده من به اشتباه جرم خانم توحیدلو را اهانت به رییس جمهور دانسته ام که از قرار معلوم این گونه نبوده و نیست .  من به خاطر این نقل قول اشتباه از آقای رییس جمهور و قوه ی قضاییه عذر خواهی می کنم .

و اما بعد ! آنچه از قرائن و شواهد بر می آید آن است که توحیدلو شلاق خورده ، منتها به گونه ای که درد جسمانی نداشته باشد . این بر وقاحت و حماقت خوابیده در پس اجرای این حکم می افزاید نه اینکه از آن چیزی کم کند ، آنقدر که در دست دوستان اصولگرا پتکی بدهد تا بر فرق امثال من بکوبند که چرا بر آشفته ای و احساساتی عمل کرده ای و از این قبیل چیزها . من اگر می خواستم احساساتی عمل کنم آنقدر در روزهای بعد از انتخابات با چشم های خودم صحنه های فجیع غیر انسانی و غیر اخلاقی دیده بودم که هر کدام از آن ها مثنوی هفتاد من کاغذ طلب می کرد . اجرای این حکم بوی حماقت می دهد ، بوی فتنه می دهد ، بوی توطئه می دهد ، رفقا چرا نمی خواهند این را بفهمند پرسشی ست که این روزها توی ذهن من مدام وول می خورد .

از نظر من اجرای این حکم نشانه ی کاهش قدرت و اعتبار رهبری در میان مجموعه های تحت نظارت و فرمان ایشان است ، نظام حاکمیت در تمام این سال ها یک نماد عقلانیت مقتدر داشت و آن رهبر انقلاب بود ، من شک ندارم رهبر انقلاب با شنیدن این خبر بیشتر از من و امثال من بر آشفته ، بیشتر از من و امثال من عصبانی شده ، بیشتر از من و امثال من فریاد زده ، حتی احتمال می دهم از این همه حماقت و بلاهت طاقتش طاق شده باشد و به عاملانی که آبروی او و نظام تحت رهبری اش را این گونه به سخره می گیرند ناسزا نیز گفته باشد . برای عده ای درون حاکمیت اما دیگر این ها اهمیتی ندارد . راحت و آسوده هم هستند چون زور عقلا به آن ها نمی رسد ، آن ها ماندگاری نظام را در گرو همین رفتارهای خشن خود می دانند و عمیقا بر این باورند که اگر می خواستند به توصیه های عقلا گوش کنند امروز نظام هفت کفن پوسانده بود . این شکاف و تفاوت نگاه را عریان تر و واضح تر می توانید در پیگری پرونده ی کوی دانشگاه و مجتمع سبحان و کهریزک و امثالهم رصد کنید .

برای رفقای به اصطلاح حزب اللهی ام عمیقا متأسفم . این فریاد را باید آن ها می زدند ، آن ها باید بر آشفته می شدند ، آن ها باید مدعی می شدند ، آن ها باید شعر می گفتند ، آن ها باید اعتراض می کردند ، مخالفان آن ها که از خدا خواسته با آغوش باز از چنین حماقت هایی استقبال می کنند . تا وقتی این جماعت دندان های نظام را شمرده باشد اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد و هر دم از این باغ بری و تازه تر از تازه تری خواهد رسید .

همه ی این نوشته ها ، همه ی این شعرها ، همه ی آن پیام هایی که منتشر شدند و نشدند چند روز دیگر از یاد خواهند رفت . در تاریخ اما یک جمله خواهد ماند : جمهوری اسلامی بر گرده ی منتقدان سیاسی خود تازیانه می نشاند ، آن روز دیگر رفقای حزب اللهی نیستند تا در ذیل این جمله ناسزا بگویند ، تهدید کنند یا به توجیه های صد من یک غاز رو بیاورند و از آرامی یا سختی ضربات بگویند . من نگران زیاد شدن این تک جمله ها در بازخوانی تاریخ زمانه مان توسط آیندگان هستم . تا وقتی قدّاره بندهای غضب کرده در سایه ی این نظام آسوده و راحت هر غلطی دلشان بخواهد می کنند و تا وقتی تازیانه در دست آنان باشد غزل تازیانه نیز بر زبان من خواهد بود . بی هیچ عذر خواهی و بی هیچ شرمندگی . همین

24 دیدگاه در “پس از تازیانه

  1. ببر

    زشتی کار حدادیان لات و بی سرو پا یک طرف، اینکه رسانه ملی چهره مغرور و خودکامه ای رو در قامت ندبه خوان نشانمان می دهد، وااسفایی دیگر است!
    اگر عذرخواهی کرده بود! راضی می شدم!
    خودشان از جایی بیرون زده اند و دیگران را نشانه می روند!

  2. فردوس.ش

    سلام
    خانوم توحیدلو رو ازنزدیک می شناسم و ای کاش نمی شناختم. ای کاش باایشون هم صحبت نشده بودم.
    شما درست گفته اید. آن چیزی که نام”جرم” بهش داده اند، دو انتقادبوده به یک انسان معمولی که نامش محموداحمدی نژاداست. من با چشم خودم می بینم دانشجویان نخبه ای رو که وقتی بدون تفهیم اتهام ودفاع، روانه زندان می شوند. ازشیعه شان گرفته تامارکسیست شان. ازبدحجاب شان تامحجبه ای مانندخانوم توحیدلو.باشون نشست وبرخاست دارم. ومتاسفم. متاسفم برای خودم.که ترسیدم وباورهایم روفریادنزدم.وشرمنده ام.خجالت می کشم جلوی ایشون سرموبلندکنم.خانمی که چادرسرش می کنه؛مثل من.خانمی که نمازمیخونه؛ مانندمن واکنون این من هستم که ادعادارم. حرف می زنم واین خانم توحیدلوست که عمل می کنه. نمی ترسه وحق رافریادمی زنه. ۵۰ضربه شلاق،۵۰ضربه شلاق است. آرام یا سخت.می گویندقصدشان، تنهاتحقیربوده است. چه خوب خردی وپستی خودرااثبات کردند. یک آقا(و نه یک مرد)تازیانه هارا فرودآورده است. چه نمره خوبی ازاجرای طرح حجاب وعفاف شان گرفته اند. قرآن راازدستش کشیده اند. چه مهرتاییدی بر مسلمانی شان زده اند. ومتاسفم برای نظامی که نه نظام است؛نه جمهوری؛ نه اسلامی.
    صحبت ازپژمردن یک برگ نیست.
    وای!جنگل رابیابان می کنند.
    دست خون آلودرادرپیش چشم خلق پنهان می کنند.
    هیچ انسانی نمی دارد روا
    آنتچه این نامردمان با جان انسان می کنند!

  3. دل نویس

    خیلی سخته برای کسی که بیاد اثبات بکنه و یا ادعا بکنه که مقام معظم رهبری سید خراسانی نیستند…

    ۱- « شاب » یا جوان بودن :

    کلمه شاب در عربی ، جوان ، دارای طراوت و سرزندگی جوانی معنی می دهد و همانطوریکه که در فرهنگ ما افرادی(با هر سن و سالی) که سرزنده و با نشاط و طراوت باشند ، می گوییم جوان است ، در عرب نیز ، علاوه بر جوانان که سن و سال کم دارند ، کلمه شاب در مورد افراد دیگری که سرزنده و سرحال و بشاش و باطراوت باشند ، به کار می رود.

    سرزندگی و طراوت و بشاشیت موجود در مقام معظم رهبری(مدظله) بسیار آشکار است بطوری که ایشان با وجود سن زیاد از بسیاری از جوانان نیز سرحالتر است ، کوهپیمایی ایشان که تا مدتی قبل هر هفته به طور منظم دوبار در سحرگاهان انجام میشد ، خود گواه این مطلب است.

    ( سرزندگی و شادابی آقا زبانزد خاص و عام است در حالی که بسیاری از جوانان سال تا سال برنامه ای بر ای سفر به کوه و کوهپیمایی ندارند معظم له هفته ای دوبار در سحرگاهان کوهپیمایی می کنند و البته سرعت و چابکی ایشان نیز در این کوهپیمایی ها بسیاری قابل توجه است)

    ۲- مٍن بنی هاشم

    :

    سیادت سید خراسانی که البته در مورد مقام معظم رهبری(مدظله) نیاز به توضیح ندارد ، ایشان از طرف پدر سید حسینی بوده و به فرموده برخی از بزرگان از طرف مادر نیز سید حسنی می باشند.

    ۳- مٍن خراسان :

    مسئله خراسانی بودن مقام معظم رهبری(مدظله) نیز آشکار است ، ایشان متولد خراسان بوده و پدر ایشان سید جواد با وجود اینکه آذری زبان هستند ، از دهها سال قبل از مهاجرین و مجاورین در کنار بارگاه مطهر امام رضا(ع) محسوب می شوند.

    و البته برخی از مفسرین کلمه خراسان را به کل ایران تعمیم می دهند و اعتقاد دارند که در زمان ائمه اطهار(ع) ، از لفظ خراسان بعضی مواقع کل ایران را مورد نظر داشتند که حتی در این صورت نیز باز این مسئله در مورد مقام معظم رهبری(مدظله) صدق می کند.

    (اولین شناسنامه الکترونیکی در کشور که چند ماه قبل برای مقام معظم رهبری(مدظله) صادر شده

    است. محل تولد معظم له مشهد مقدس می باشد)

    ۴- بکفّه الیمنى خال:

    سید خراسانی به دست راستش نشانه یا خللی دارد. خال را چه به معنای نشانه در دست راست بگیریم و چه بفرموده برخی از عزیزان به معنی خلل و سستی در دست راست بگیریم( از ریشه خال ، یخل ، خلل ) ، باز این قضیه در مورد مقام معظم رهبری(مدظله) صدق می کند.

    جراحت دست راست معظم له که در انفجار مسجد ابوذر در سال ۶۰ به وجود آمد ، هم معنای نشانه را می تواند داشته باشد و هم موجب خلل و سستی شده است.

    (مقام معظم رهبری(مدظله) لحظاتی پس از انفجار شدید در مسجد ابوذر تهران ، بسیاری از پزشکان از زنده ماندن معظم له در این انفجار شدید که در فاصله بسیار نزدیک ایشان رخ داد ، شگفت زده بودند)

    ۵- بین یدیه شعیب بن صالح :

    شعیب بن صالح فرمانده لشگر اوست.

    باشروع تحولات بزرگ ظهور سید خراسانی شعیب بن صالح را بعنوان فرمانده لشگر خود انتخاب می کند .

    ۶ – استغاثه سید حسنی( خراسانی) برای نصرت دین آل محمد(منتهی الامال ص ۱۳۰۰)

    استغاثه به امام زمان (عج) مقام معظم رهبری درخطبه نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸:

    یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) : ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؟ همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و درراه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد-سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما. صاحب ما تویی. صاحب این کشور تویی. صاحب این انقلاب تویی. پشتیبان ما شما هستید. ما این راه رو ادامه خواهیم داد، با قدرت هم ادامه خواهیم داد. در این راه ما رو با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود پشتیبانی بفرما.

  4. برادر قبل از این

    اشتباه کردی برادر
    اشتباه البته سهم انسان است. اما در دام فتنه بایست آنجا که جناح باطل صف نکشیده اند. رسانه های دشمن علمی را بلند کرده اند که یک چوبک کوچکش سهم تو شده است. دیگر به وبلاگت نخواهم آمد.

  5. از شعرتان لذت برده بودم. به نظر کار خوبی بود که با اطلاع از اشتباهتان به جای حذف شعر توضیح دادید که در چه شرایطی سروده شده است. با این کار به من مخاطب شناخت دادید که چگونه آدمی هستید نه اینکه تصویر منزه بی اشتباه نشانم دهید.

    در مورد اینکه اینکارها برای جمهوری اسلامی مضر است حرفی نیست، شاید آقای خامنه ای از این اقدام ناراحت هم شده باشد اما این نشان دهنده بی تقصیری ایشان نیست.

    خود ایشان است که آن قداره بندهای غضب کرده را تحت هر عنوانی از حفظ نظام گرفته تا انقلابی بودن آنها یا اصلی فرعی کردن مسائل آسوده گذاشته است.

    مشکل این است که نمی شود قداره بند را آسوده گذاشت تا آه مردمان به آسمان برود و بعد نصیحتش کرد. نمی شود ظلم را مسئله فرعی مسئله اصلی که حفظ نظام است شمرد و بعد شگفتزده شد که چرا زیردست و پیرو ظلم می کند. نمی شود عاقل پاک را به چند مخالفت و اشتباه طعمه درندگان کرد و خود طعمه حماقت احمقان نشد.

    بگذریم که من مانند عبدالله شهبازی به جد معتقدم همه احمق ها احمق نیستند و گاهی نعل ها وارونه اند.

  6. موسا

    این بسیار شهیدان نبرد با پژاک که از پلشتی روزگار نیست. هنوز نوشته های توحیدلو در دفاع علنی از پژاک (سر داستان اعدام شیرین علم هولی و فرزاد کمانگیر) بر صفحه ایشان است. اگر به تشیع آن پنج شهید قمی هم که آمده بودی می فهمیدی که زخم های قلم تو و توحیدلو با زخم تیر و ترکش پژاک از یک جنس است. تو ناراحت از تازیانه نمادین بر یک دوست دشمنان خدایی و مین ضدخودرو واقعی پژاک (نه نمادین) با بدن حاج عباس کاری کرده بود که سنگ آب می شد. برادر طلبه اسبق می دانی جسدی را با تمییم دفن کنند یعنی چه؟

  7. آخرین باری که سمیه توحیدلورودرحیاط دانشکده علوم اجتماعی دیدم آرام بودوپرامیدهرچنددرچهره خسته اش نشانی ازطراوت گذشته نبود ولی جملاتش سرشارازایمان عمیق و اخلاصی ناب بود

  8. زهرا

    چه بی ادبند امثال آقای سلمان. من خودم را حزب اللهی می دونم واقعاو شرمم می آید که سلمان را یک حزب اللهی بدانم که لابد به زعم خودشان هستند! آدم جایز الخطاست و چنین اشتباهاتی برای همه پیش می آید. دومایه مقدار اندک گذشت رااز ائمه علیهم السلام یاد بگیرنداگر نمی توانند از رهبرمان یاد بگیرند و اگر باز هم نمی توانند لااقل سکوت کنند و مردم را به جان هم نیندازند.
    سوما حضرات اگر خانم بودند اینقدر راحت از کنار این مساله نمی گذشتند چون با درد یا بی دردجسمانی ، شک نکنید درد روحانی اش تا سالها باقیست.
    چرا تخلفات بزرگتر را محکوم نمی کنند؟ چرا مشائی و بقائی و فائزه هاشمی همه نوع امتیازی دارند و فقط خانم توحیدلو باید حتی برای نوشته هایش به تازیانه محکوم شوند؟
    من چپی راستی و این حرفها رو قبول ندارم .هر کسی هم سنگ حزب اللهی ها رو به سینه زد حزب اللهی نخواهد بود.
    عدالت داشته باشیدوبه برادران دینی مان تهمت هایی نزنید که با آب زمزم هم نشود تطهیر شوید.

  9. ثریا

    آشیخ!مملکت دچار بحران وجدانه.چه حزب اللهی چه
    غیر حزب اللهی.متأسفانه دیگه آستانه تحریک وجدان ملت خیلی بالا تر از این حرف هاست.در این شرایط شنیدن طعنه هایی مثل “کوه احساسات” واقعآ تلخه.خدا صبر بده.

  10. تنها

    “من شک ندارم رهبر انقلاب با شنیدن این خبر بیشتر از من و امثال من بر آشفته، بیشتر از من و امثال من عصبانی شده ، بیشتر از من و امثال من فریاد زده ، حتی احتمال می دهم از این همه حماقت و بلاهت طاقتش طاق شده باشد و به عاملانی که آبروی او و نظام تحت رهبری اش را این گونه به سخره می گیرند ناسزا نیز گفته باشد .”
    عجب کنایه سنگینی!

  11. اول بگم که: اگه وبلاگتون تحت لوای رافت اسلامی قرار گرفت و محض مصلحت، مهر فیلترینگ (این چاره ساز و حلال مسائل فرهنگی و خواباننده فتنه ها) بهش خورد، ما بازم هستیم .بازم میایم.

    دوم بگم که: نفس که از جای گرم بلند شه… بی خبری هم بد دردیه. با بی خبری اظهار نظر کردن و قیافه حق به جانب گرفتن دردی مضاعف. برادر حزب اللهی مون جناب سلمان خان به خودشون نگیرن خدای ناکرده.

    سوم بگم که: وای از دل آقا (رهبر) اگه آقا یه عمار داشتن…
    این همه مدعی ولی … (دور از جون سلمان خان ها)

  12. همان

    اول به سراغ یهودی ها رفتند، من یهودی نبودم اعتراض نکردم
    پس از آن به لهستانی ها حمله بردند، من لهستانی نبودم و اعتراض نکردم
    آن گاه به لیبرال ها فشار آوردند، من لیبرال نبودم و اعتراض نکردم
    سپس نوبت به کمونیست ها رسید، کمونیست نبودم بنابراین اعتراض نکردم
    سرانجام به سراغ من آمدند. هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراض کند…

    (برتولت برشت)
    …………………………………………………………………
    بار اول نیست که به منتقدان و مخالفان نظام شلاق زده میشود. اولین بار نیست و بدترینش هم نیست. شما خبر نداشتید. شما خودی بودید و نظر نداشتید. توهین و تحقیر شأن انسانی و شهروندی خانم توحیدلو غصه دارد بیزاری دارد، اما در کنارش برای ما یک شادی هم دارد. لطفن منعمان نکنید و سرزنشمان نکنید. شادیم از عقب نشینی مرزهای جهل و بی خبری.

  13. سلمان

    با خودم بسیار کلنجار رفتم که باز وقتم را در پای نوشته های حضرت مستطاب، صرف کنم یا نه… به جمع بندی نرسیدم. علی ای حال، از اینکه خودتان را «حزب الله»ی نمی دانی، خوشحالم! از این رنگ بازی دست برداشته اید، خوشحالم. آفرین بر صداقتت. خوشحال شدم از اینکه رنگت را بعد از دو سال و اندی نشان دادی. آفرین.
    حکمی اجرا نشده است…شما به دروغ گویی یک دختر خانوم بیش از هر کس اعتماد داری. اشکال ندارد. مسوولیتش با خودتان. امیدوارم هزینه زیادی بابت این نگاه احساسی عاری از تعقل نپردازید. وقتی با یکی دو کامنت چنین آشفته می شوید، در همه وقت هایی که گذاشتم و مطالبتان را پیگیری کردم، تردید کردم. بر حال خود افسوس خوردم که هنوز با این همه تدریس و تحصیل و کار در مجموعه های مختلف فرهنگی، نتوانسته ام شخصیت شناسی کنم.
    برای یک غلط هزار توجیه اگر بیاوریم، می شود یک هزار و یک غلط.
    یک زحمت می کشیدید و پیش از غزل سرایی و بافتن آسمان به ریسمان و دخالت دادن همه چیز به همه چیز، کشف حقیقت می کردید و بعد…
    اگر باقی نوشته هایتان نیز چنین باشد،…
    وای من و وای من و وای من

    ایام عزت و یکه تازی مستدام
    دیگر مزاحمت اوقات شریف نمی شوم

  14. با سلام
    برادر عزیز شما نیز میراث دار خودسرها و خودخواهانی هستید که ظلم را تنها درنسبت با خود تعریف میکنید و بس. شما گویا ظلم موسوی- رهنورد- کروبی و خاتمی به جمهوریت نظام و دموکراسی۲۲خرداد را فراموش کرده اید. شما توهینهای این چند نفر به شعور سیاسی ملت را فراموش کرده اید. شما سیلیهای کروبی بر گوشهای همسران و خانواده های شهید و بازداشتگاههای ایشان را فراموش کرده اید. شما تندروهای موسوی در دهه۶۰ را فراموش کرده اید. شما قتل سعید امامی- شهادت جانبازان در زندانهای زمان خاتمی را فراموش کرده اید. حالا در این جهان فقط و فقط خود را میبینید و قبیله تان را. همین اشتباه را نیز در حال حاضر تیم شریعتمداری و تیم زاکانی انجام میدهند. الان قرن ۲۱ است بزرگوار نه قرنهای قبل از میلاد. رفتارهای قبیله ای ممنوع

  15. ناهید

    با همه نظراتت در این پست موافق نیستم. ولی جای بحث هم نیست اینجا. فقط یک متلکی بگویم و رد شوم: گویا بعضی ها معتقدند که نه به تاریخ، بلکه به خدا پاسخگویند.
    من نمیدونم چه خدای بی ربطیه خدای بی تاریخ! لابد خدای بعضی ها خدای اختصاصی خودشونه.

  16. کیان

    وجدان این جماعت از پس ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰(۱۲ صفر) به درد نمی آید از پس شلاق بر انسانیت به درد بیاید؟
    تمام وجود این آقایان بر حکم جعل و دروغ است و تعدادی مزدور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *