ادا

استاندارد

او

از کوله های کهنه غذا در می آوریم
خوب! راستش ادای تو را در می آوریم

در روزگار سرد و کسل، کنج عافیت
شمشیر از غلاف خدا در می آوریم

ما بی نماز مانده ترین ها، سر نماز
خود را به شکل مرد گدا در می اوریم

انگشتر عقیق تو را در می آوریم
اشک تو را اگر چه جدا در می آوریم

این شور و شوق و شعر و شعاری که بین ماست
از بی بهانگی ست، ادا در می آوریم

در بین خطبه های تو شمشیر می کشیم
در موسم جهاد عصا در می آوریم

گیسو به خون خضابی محراب عدل و داد!
ما نیز کیسه های حنا در می آوریم

کشکول و تیغ و نام تو در قهوه خانه ها
در خلسه ها دلی ز عزا در می آوریم

با ذکر یاعلی مددی دست می دهیم
دستی که سرد پیش برادر می آوریم

صبر و سکوت و بغض تو مولا شکستنی است
ما عاقبت صدای تو را در می آوریم

همین

14 دیدگاه در “ادا

  1. باده فروش

    حاجی این همینت که دگر کشت مرا، میگی نه، بفرما، پیکرم در کفن هاله ی آه افتاده

    می فرماییم، شعر که بُروز است و چه بسا کمترین فایده برای خود شاعر، وای بر شاعری که خودش گم شده باشد، شاعریَش. و خوب گفت آنکه گفت ملالی نیست لیک شاعری که شعرهایش را در اختیار ندارد دیگر نوبر است به امامِ قرآن!
    معهذا بفرمایید، تا در سیم سوت بر ثانیه نسخه ی زبان اصلی شعرها را در خدمتتان آوریم، در خدمت آوردنا!
    البت کمی وقت می برد تا مراجعت نمایم به ولایت و مسکن مالوف و … سیم سوت هم سیم سوت های قدیم حاجی!

    ای آقا ! ما هنوز همان اسب قصه هاییم که اگر شما تار مویی به آتش بکشانید شیهه ای می کشیم و خود را به شما می رسانیم و روی دو پا بلند می شویم و عرض ارادت می کنیم . بعدش هم به قول شاعر : من چه دارم که بگذارد اینجا بمانم / بی وطن از تمام زمین بی نصیب است / جاده فرسود / چشم انتظارم / شیعه هرجا که باشد غریب است / . باده بگردان ساقیا . هو یا علی مدد

  2. باده فروش

    حاجی اگه نگی شدم مثه این پیرمردایی که یه مشت ریز و درشت رو گذاشتن تو یه صندوقچه ی زوار در رفته و نمیذارن کسی بهشون دست بزنه، با اجازه ی بزرگترا میگم “یک جور بازی است” را هنوز هم دوست تر دارم.
    حالا چیکار کنم، میگی یا بگم؟
    بگم!؟ 🙂

    باده فروش عزیز سلام
    من هم با تو موافقم اما وای بر شاعری که خودش اصل شعرهایش را در اختیار نداشته باشد . شعرهای آن روزها خانه ای داشتند به نام خون و دلقک که به لطف اعزّا سوخت و خاکستر شد و بر باد رفت . من خودم غالبا هیچ نسخه ای از شعرهاو متن های قدیمی ندارم . به خاطر همین مجبور می شوم برای باز نشر آن ها را از سایت های دیگر بردارم . تغییراتی که به آن ها اشاره کرده ای از من نیست . این روزها کلا مد شده آدم ها در شعر دیگران دست می برند و خودشان به سلیقه ی خودشان آن را تغییر می دهند . ملالی نیست و اهمیتی هم ندارد . فقط خواستم بگویم درد از کجاست . همین

  3. به نظرم ((ادا))حق مطلب را بیان نمی کند آنچه که در جامعه می بینیم خیلی آزار دهنده تر از این است چون افرادی از امیرالمومنین و سایر معصومین در تریبون های مختلف فکت می آورند که خود تجسم بسیاری از رذایل اخلاقی اند و همین کافی ست برای تبلیغ منفی دین و اخلاق و تیشه زدن به ریشه اسلام ….

  4. سلام
    راستش زیاد به وبتون سر میزنم ولی نظر ندادم هیچوقت.
    اجازه دارم لینک وه رو بذارم توی خط و خال؟

    سلام . شما صاحب اجازه اید خودتان ، هر جور صلاح می دانید . از لطفتان ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *