آیا زندگی علی دایی می تواند بی معنا باشد !؟

استاندارد

اشاره :

در ترم گذشته ، واحد فلسفه ی دین ( ۳ ) را با جناب دکتر بیات و با موضوع معنای زندگی گذراندیم . دکتر بیات از معدود کسانی ست در ایران که به صورت تخصصی در باب مسئله ی معنای زندگی کار کرده است . کتاب ایشان در این موضوع که تکمیل شده ی پایان نامه دکتری ایشان در این زمینه است در دست انتشار است . هر یک از دانشجویان موظف بودند برای کسب ۸ نمره از نمره ی پایان ترم مقاله ای را با هماهنگی استاد بنویسند . عنوان اولیه ی مقاله ای که من با ایشان هماهنگ کرده بودم این بود که ” آیا بی معنایی زندگی می توان قرینه ای علیه وجود خداوند باشد !؟ ” در نهایت اما مقاله من عنوانی پیدا کرد که پیش روی شماست . خود مقاله بیش از بیست صفحه شد که از ظرفیت ” وه “ خارج است . گوشه هایی از مقدمه ی آن را اینجا می گذارم صرفا برای اینکه ” وه ” را به روز کرده باشم . همین

تری ایگلتون  در اولین صفحات کتاب معنای زندگی می نویسد : (سال ها پیش هنگامی که د انشجوی دانشگاه کمبریج بودم  رساله ی دکترایی دیدم که عنوان اش ” بعضی ویژگی های سیستم واژنی مگس ” بود . همانطور که می توان حدس زد برای کسانی که افق دید تنگی داشتند این کار چندان مناسب به شمار نمی آمد . اما در این کار نوعی فروتنی جذاب وجود داشت که من ظاهرا درس لازم را از آن نگرفته ام ! )

این پرسش که آیا زندگی علی دایی می تواند بی معنا باشد به احتمال قوی در نظر بسیاری از خوانندگان ( اگر خوانندگان بسیاری برای این متن اساسا وجود داشته باشند ! ) بی ارزش قلمداد شود . انکار نمی کنم که یحتمل  علی دایی در نزد بسیاری از آن ها از محبوبیتی که در نزد نویسنده این سطور برخوردار است بی بهره است . در مقابل محبوبیت علی دایی برای بسیاری از ایرانیان امری ملموس  و تجربه شده است .و همچنین من انکار نمی کنم که چنین علاقه ای در شخص من در حد بسیار بالایی موجود است اما توضیح این نکته  را ضروری می دانم که درک اهمیت پرسشی که این نوشته در پی واکاوی و پاسخ به آن است به هیچ عنوان وابسته به محبوبیت علی دایی در نزد خواننده نیست ! شاید خوانندگانی باشند که از همان ابتدا و بی آنکه چنین پرسشی را محتاج مداقّه و تامّل بدانند از سر مناسبات رنگی رایج در فوتبال و یا از سر احساس روحی نامطلوبی که علی دایی در وجود آنان بر می انگیزد و یا حتی حسادت ! به این پرسش پاسخ آری بگویند بی آنکه توجه داشته باشند پاسخ آری به چنین پرسشی چه تبعات غم انگیزی برای زندگی های خود ما می تواند داشته باشد !

چرا با معنایی یا بی معنایی زندگی علی دایی اینقدر اهمیت دارد که پاسخ آری به امکان بی معنا دانستن زندگی چنین شخصیتی به زعم نویسنده می تواند تأسف آور و هولناک – حتی – قلمداد شود !؟ من راز این نکته را در واقعیت و حقیقتی  می دانم که آنرا چنین می نامم : ” حقیقیت حد اقل صد برابری ! ”

” حقیقت حد اقل صد برابری ” حقیقت مغفولی ست که غالبا ما ایرانیان در قضاوت درباره ی زندگی قهرمانان به آن توجهی نداریم ! ما عموما در مواجهه با زندگی اینگونه شخصیت ها ، همدیگر را به غبطه نخوردن و حسرت نخوردن از نداشتن چنین زندگی هایی دعوت می کنیم و غالبا بی ارزش دانستن و بی معنا دانستن زندگی آنان را چاشنی چنین توصیه ها و دعوت هایی می کنیم بی آنکه نشان دهیم بر اساس چه باورها و نگرش ها و به خاطر کدامین شرایط و وضعیت ها می توان این گونه زندگی ها را بی معنا قلمداد کرد !؟

” حقیقت حد اقل صد برابری ” چیست !؟ من با تحلیل و مقایسه ی زندگی شخصی خودم با زندگی علی دایی آنرا برای شما آشکار می سازم : ” حقیقت حد اقل صد برابری ” یعنی اینکه در آمد نویسنده ای چون من در سال حداکثر ۵ میلیون تومان در سال است در حالیکه حد اقل در آمد علی دایی در سال حداقل پانصد میلیون تومان است ! مقیاس و ارزش  خانه ( خانه ها ) ی شخصی علی دایی حداقل صد برابر خانه ی شخصی من است ! یکی از خودروهای او حداقل صد برابر خود روی شخصی من ارزش دارد . در بعضی موارد حتی می شود از واژه ی هزار برابر ی یا حتی ده هزار برابر ی هم استفاده کرد . مثلا یقینا موجودی حساب های بانکی علی دایی حداقل ده هزار برابر موجودی حساب های بانکی من است ! ظاهرا در این نقطه از بحث می توانم مورد اعتراض واقع شوم که آنچه که از آن به عنوان ” حقیقت حداقل صد برابری ” نام برده ام و مثال زده ام تنها ناظر به ابعاد مالی و ثروت فرد است در حالی که کمتر نظریه ی قابل دفاعی درباب معنای زندگی بر کفایت توانمندی ها و داشته های مالی برای معنا داری یافت می شود . پاسخ آنست که اگر ” حقیقت حداقل صد برابری ” فقط و فقط ناظر به مسائل مالی بود چنین ایرادی پذیرفتنی بود اما مشکل آنجاست که این حقیقت فقط به مسائل مالی نگاه ندارد . حتی در مؤلفه هایی نظیر موفقیت ، کارکرد ، شناخت  و حتی مشارکت در امور خیریه هم می توان به ” حقیقت حداقل صد برابری ” اذعان کرد . اگر نخواهیم در معنای مفهوم موفقیت به گونه ای دست ببریم که آنرا از درون تهی کنیم بی شک علی دایی انسان موفقی ست . موفقیتی که هم زمینه های گوناگونی را شامل می شود و هم به صورت تدریجی و اکتسابی بدست آمده است . او در زمینه ی علمی موفقیت های نسبی دارد و در بهترین دانشگاه های ایران تحصیل کرده است . علی دایی در فعالیت های اقتصادی و تجاری موفقیت کم نظیری دراد . اوج موفقیت او به ورزش بر می گردد با افتخاراتی نظیر آقای گلی جهان ، بازی در باشگاه های سر شناس اروپایی که یکبار دیدن بازی های آنان از نزدیک رؤیای جوانانی همچون من است . در زمره ی ۲۶ بازیکن برتر جهان بودن و … را می توان نشانه های قطعی موفقیت دانست که در آن باز هم ” حقیقت حداقل صد برابری ” به چشم می خورد . میزان فعالیت های خیریه ای که علی دایی انجام می دهد حداقل صد برابر مشارکت من در امور خیریه است . کشورهای جهان که او دیده است و در آن ها حضور پیدا کرده و با فرهنگ ها و تمدن های آن ها آشنا شده حداقل صد برابر کشورها و فرهنگ هایی ست که من در عمرم به چشم خود دیده ام و تجربه کرده ام . محبوبیت او نسبت به کسی همچون من حداقل چند میلیون برابری ست ،  شهرتش هم ، اعتبار جهانی اش هم و بسیاری از موارد دیگر .

دغدغه و نگرانی از امکان پاسخ ” آری ” به این پرسش که ( آیا زندگی علی دایی می تواند بی معنا باشد !؟ ) با توجه به ” حقیقت حداقل صد برابری ” از انضمام پرسشی دیگر حاصل می شود و آن اینکه اگر زندگی کسی همچون علی دایی بی معنا باشد آنوقت تکلیف زندگی آدم هایی معمولی  مثل ما چه می شود !؟ پاسخ به این سؤال تنها در یک حالت امیدوار کننده است و آن حالتی ست که ما نشان دهیم عوامل و زمینه هایی منجر به بی معنایی زندگی علی دایی می شوند که زندگی افرادی همچون نویسنده از آن عوامل و ویژگی ها فارغ است . اما آیا به راستی می شود چنین تفکیکی قائل شد !؟

دشواری پرسش ما وقتی برای خوانندگان غیر متخصصی که احیانا علاقه ی شدیدی به پاسخ آری برای پرسش ما دارند آشکارتر خواهد شد که آنها متوجه این نکته باشند که اساسا مفهوم زندگی معنا دار از مفهوم زندگی اخلاقی و همچنین زندگی تؤام با خوشبختی و رفاه متمایز است . پرسش ما این نیست که آیا زندگی علی دایی می تواند غیر اخلاقی باشد !؟ و یا زندگی او می تواند توأم با خوشبختی نباشد ؟ چنانچه فیلسوفانی مانند متز و ولف نشان داده اند معنای زندگی مانند اخلاق و خوشبختی یکی از مقولات هنجاری زندگی ست و نمی توان آن را به اخلاق یا خوشبختی ارجاع داد . کاملا ممکن است زندگی فردی توأم با خوشبختی و رفاه باشد ولی یک زندگی اخلاقی یا معنا دار نداشته باشد و قس علی هذا ، متز و ولف بر این باورند مقولات اخلاق و خوشبختی و معنای زندگی سه مقوله ی جدا و مستقلی هستند که با هم می توانند بهترین زندگی ( The best life  ) را به وجود آورند  ….

16 دیدگاه در “آیا زندگی علی دایی می تواند بی معنا باشد !؟

  1. سلام
    من اصولا با همان مفهوم ( حقیقت حد اقل صد برابری ) مخالفم و فک ر می‌کنم در همان رفتارهای مالی و مادی جوابگو باشد نه در معنا داری و بی معنایی زندگی. بر‌می‌آید که دنبال آن باشید که بگویید: اگر زندگی علی دایی که حداقل صد برابر من است بی معنا باشد وای به حال من. ( برداشت من بود) این گذاره را نمی توانم قبول کنم که معنای زندگی خیلی ربطی به علی دایی یا نویسنده «وه» ربطی ندارد و یک امر شخصی است . سوزان وولف می‌گوید: همین که در مراسم الهی شرکت داریم خود به زندگی معنا می‌دهد. ممکن است علی دایی این‌گونه زندگی معنا داری داشته باشد و فردی مثل من دنبال جعل‌هایی برای معنا دار کردن زندگی خود! یک مطلب در مورد معنای زندگی نوشته بودم :
    http://www.mshaghad.blogfa.com/post-74.aspx
    کلا حال کردیم.

  2. خب مسعود جان…
    در عشق بازی با علی دایی برابریم..اصولا و دست کم برای حقیر یکی از دلایل بلند شدن بعد هر افتادن زنده بودن علی داییه…و اینکه اگه می‌شد از ژنوم وی چیزکی استخراج کرد و به ماتحت ملت تزریق فرمود تا تعصب و همت و تمامیت خواهی را پیدا کنند الان احیانا مردم جهان داشتند علیه امپریالیسم ایران تظاهرات می کردند با این پتاسیل بالای نژادپرستی که در ایرانی جماعت می‌بینم..
    به هر حال معیارهای معنادار شدن زندگی زیاد است و هر کس تلاش می کند برای تسکین آلام و کمبودهای خود در زندگی با سرپوش گذاشتن بر ان حداقلهای صدبرابری شب راحت بخوابد و گمان کند او پادشاه عالم است..از یاد نبردی که ان مورچه چگونه برای همسرش قپی می‌امد که من سلیمان را چه می کنم و چه…به هر حال مردم گاهی با تن الودن به غفلت راحت زندگی می کنند ولی من و تو و ما از بس در کار چون و چرا هستیم بیشتر دچار دپرسیون می‌شویم که نکند ما بی معناییم…و الا معنادار شدن زندگی با ساده‌ترین چیز ممکن می‌شود مثلااینکه شما بر اساس انچه داری انفاق کنی…بر این اساس شاید علی دایی از تو پایین تر باشد اگر تو از ان شهریه کم نیمی را بدهی که همان نیمی برای علی دایی می‌شود ۵۰۰ میلیون که خب معلوم است این قدر کرم ندارد..پس زندگی تو معنادارتر از او می‌شود؟…نه؟

    انفاق نیمی از شهریه !!!!؟؟؟؟؟؟ به قول حافظ غالبا اینقدرم عقل . کفایت باشد ! تو بگو ربعی شهریه ! بگو ۱۵۰ گرم . بگو یه هزاریش ! حرف ها می زنی ها ….

  3. محمد

    راستش بنده با خط کش شمازندگی امثال آیت الله بهجت رو به شدت بی معنا یافتم.
    از اون بی معناتر هم هست بگم؟
    پیر پالان دوز
    حسینقلی جولا
    احمد کربلایی
    و…..
    بیچاره ها یک هزارم دایی هم نبودند!!!!!

  4. دوست

    فیلم «آسمان محبوب» مهرجویی که در اثبات تناسخ است، با رای حسن عباسی جایزه جشنواره فیلم فجر را برد. وقتی حزب الهی خر باشد و ادعای تفکر هم داشته باشد بهتر از این نمی شود.

  5. ناهید

    هههههههه جمله جالبی در آخر جوابتان به الهام نوشته اید

    اصل مقاله را روی وه بگذارید ، ببینیم میشود ما هم یک وه روی مقاله بگذاریم یا نه!

  6. elham

    می شد آنجلینا جولی را هم به جای علی دائی بگذارید آنوقت می شد گفت که مثلا از باب خوشگلی هم صد برابر شماست شایدم بیشتر. گویا سرپرستی چند هزار کودک افریقایی را هم به عهده گرفته این می شود چند هزار بربر شما. اما قضاوت در باره این مباحث خیلی سخت است. بی صبرانه منتظر اصل مقاله می باشیم

    حرف شما متین است . در این زمینه مطمئنا علاقه ی وافر من به علی دایی بی تاثیر نبوده است . به هر حال شما می توانید در این مقاله هر کجا که نامی از علی دایی برده شده نام آنجلینا جولی را بگذارید . چشم اصل مقاله را تا امشب روی وه می گذارم

  7. آقا به نظرم ابتدا باید مشخص کنید منظورتان از معناداری و بی معنایی در معنای زندگی چیه که البته حتما مشخص کرده اید, و بعد به دنبال بررسی معناداری یا بی معنایی زندگی علی دایی برآیید. به نظر می رسه به هر یک از معنای سه گانه هدف, کارکرد و ارزش که بگیریم هیچگونه قضاوتی نمی شه کرد در مورد معناداری. به هر حال وقتی کل مقاله را گذاشتید می بینیم چه استفاده ای کرده اید.

  8. راستش نظر من هم اینه که کل مقاله رو بذارید بخوانیم. یا حداقل به داوطلبان بی معنایی، ایمیلش کن!

    راستش من که از خدامه ! خوراک چند هفته ی ” وه ” را جور کرده ام اینجوری ! چشم قسمت های بعدی را هم همینجا می ذارم !

  9. سلام چون من هم برای اون هشت نمره کارهایی کردم به نظرم رسید بگم که حاج مسعود چنین معادله‌ای را نمی‌شه درست کرد که اگر فلانی که اینجوره بی‌معنایی احساس کنه من که اونجورم چطور. کاری به آفاقی انفسی و این حرفا ندارم ولی نهایت حرفی که میشه زد اینه که معناداری با احساس خوشبختی و رفاه تفاوت داره خوب که چی؟ شاید باید کل بیست صفحه را می‌ذاشتی تا به این نتیجه نرسم ولی با اینهایی که گفتی رسیدم

    سلام . پرسش از این نیست که آیا علی دایی می تواند در زندگی احساس بی معنایی بکند یا نه ؟ پرسش از این است که آیا می توان بر اساس باور ها و یا نظریه هایی چنین زندگی را بی معنا نامید ؟ اگر هستند کدامند ؟ من در نوشته ام در پی پاسخ هایی برای این مسئله بوده ام و به بررسی قوت و ضعف این پاسخ ها پرداخته ام . همین

  10. ناهید

    خب کاشکی بیست صفحه مقاله رو میذاشتی که بهتر بفهمیم ولی خوب شد که نذاشتی چون حالشو نداشتیم بخونیمش!
    می خوام بگم که خب در ابعاد جمعیتی که بخوای حساب کنی آره. حقیقت صد برابری و این حرفا به نفع معناداری زندگی علی داییه. ولی برای مثلن همسرت ، زندگی مسعود دیانی چند هزار برابر زندگی علی دایی معناداره. مگه اینکه همسرت خیلی جهانی فکر کنه و نه فردی. خب از جانب خودم حرف میزنم که وقتی نوبت به خودم میرسه جهان توی جیب کوچیکم گم میشه! بله خب برای منی که از فوتبال لذتی و بهره ای نمی برم زندگی مسعود دیانی که گاهی اوقات از خوندن چند خط نوشته و فکرهاش محظوظ میشم صدها برابر علی دایی معنادار میشه. راستی معنا یعنی صرفه؟! هههههههههههه! خب بهرحال گفتم که بیست صفحه شو میذاشتی شاید بهتر می فهمیدم.

    راستش ترسیدم بعد از بیست صفحه توی زندگی احساس بی معنایی کنید … ! همین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *