جوک دینی !

استاندارد

در حین مطالعه ی مدخل جوک دینی “Joke Religious از دائرهالمعارف دین بریل ” the birill dictionary of religion ” در بخش سنت یهودی آمریکایی به لطیفه ای برخوردم که برای من – من متعلق به سنت اسلامی شیعی ایرانی – بسیار آشنا و ملموس و تجربه شده بود ! اصل و ترجمه ی این جوک را بخوانید و شما هم از تجربه هایتان ، احساس قلبی و تحلیلتان برایم بنویسید :

The son of a wealthy, observant couple gets a Jaguar sports car for his birthday.The father says, “Before you drive around in that, you’d better have the Rabbi say a broche over it (pronounce a blessing on it). The young man goes to the Orthodox rabbi and says, “Rabbi, please say abroche over my Jaguar.” “I can say a broche for you, but what’s a Jaguar?” So the young man goes to a Reform rabbi. “Rabbi, please say a broche over my Jaguar.” “Your Jaguar is interesting. But what’s a broche? (Meyerowitz, p. 93).

پدر و مادر متدین ثروتمندی به بهانه ی تولد پسرشان برای او یک ماشین جاگوار اسپورت خریدند ، پدر به پسرش گفت : قبل از اینکه با ماشینت جایی بروی بهتر است از یک ربّی بخواهی با دعای ” بروچ ” ماشینت را متبرک کند ، پسر سراغ یک ربّی ارتدوکس رفت و گفت :
–    ربّی ! لطفا برای جاگوار من بروچ بخوانید !
ربّی پاسخ داد : من حرفی ندارم برای شما ” بروچ ” بخوانم اما می شود بفرمایید جاگوار چیست !!؟؟
این بار پسر سراغ یک ربّی رفرمی ( چیزی شبیه نواندیش دینی خودمان ! ) رفت و گفت :
–    ربّی ! لطفا برای جاگوار من بروچ بخوانید !
ربّی رفرمی گفت : جاگوار شما خیلی جالب است اما می شود بفرمایید ” بروچ “چیست  !!؟؟

پ . ن : به این فکر می کردم که اگر فارغ از دعواها و نزاع ها و جدل های تاریخی و الهیاتی و … علمای ادیان مختلف ، فقط و فقط به لحاظ اشتراک صنفی شان و به این حکم تجربه شده که ” آخوند آخوند است !!! ” دور هم جمع می شدند و به انتقال تجربه ها یشان می پرداختند چقدر حرف ها و دغدغه ها و لطیفه ها و پرسش های آشنا می شد گفت و شنید ! چقدر راه های رفته را می شد نرفت و چقدر راه های نرفته را می شود با استفاده از تجربه ی دیگران طی کرد . در این رابطه بیشتر خواهم نوشت . ان شاء الله . همین

34 دیدگاه در “جوک دینی !

  1. برادر تعادل

    به نظر من همه جا آدم خوب و بد وجود داره ما نباید اسلام را با حرف ها وکارهای آخوندها مقایسه کنیم حتی اسلام هم گفته که هرجا یقین دارید این کار درست است آن را انجام دهید ولی اگر شک دارید از مرجع تقلید خود بپرسید و اگر از مرجع تقلید خود در هستید از دو نفر عادل وبالغ بپرسید
    نکته : از مرجع تقلید نه یک آخوند از دو نفر عادل وبالغ نه یک آخوند
    نکته: مراجع تقلید از پاکتزرین انسان ها هستند این را همه قبول دارند
    نکته: مراجع تقلید هم آخوند هستند
    در ضمن مطلبت قشنگ بود استفاده کردم

  2. کار انتشار جوک های دینی را خیلی پسندیدام
    شاید با این استراتژی کمی ذائقه ما در پرداختن به موضوعات تحلیلی دین شاداب تر شود.
    از این جوک ها می تواند طرح درسی هم تهییه کرد
    به گونه ای که در هر درس یک جوک مورد تحلیل و ارزیابی فکری و منطقی قرار گیرد.

    دیدی مسعود جان!
    من همه را شکل کلاس و بچه و درس و مدرسه می بینم!
    هیچ کس نمی تواند از طبقه اش بگریزد!

  3. رضوي

    چرا پیغام ها خصوصی نداره
    فقط مدیر سایت مشاهده کنه

    سلام
    پیام های دوستان قبل از انتشار نیازمند تایید است و پیام های خصوصی تایید نمی شوند
    مانند پیام قبلی شما
    موفق باشید
    همین

  4. מ

    بسم الله. اشکال من به سادگی این بود با همان سهل انگاری در ترجمهبه تبین دین مشغول هستید و این نگران کننده است برادر. اگر نه یدیش همان آلمانی است که با عبری نوشته شده است و به عنوان زبان محلی اشکنازی هااستفاده می شود. و احتمالا بدانید که تلفظ ch در آلمانی چه است. یهودیان ساکن ممالک اسلامی و نه البته مطلق سفارادی ها هم برای این که ربی شان با رب اهل اسلام یکی دانسته نشود و متهم به کفر نشوند در دوره‌ اسلامی حاخام می گویند و آن اولی در میان مسلمان ها کاربرد ندارد وآوردن عین لغتی بی کاربردعوض لغت متعارف اشکال دیگرتان بود. در نهایت براخا در میان یهود از مطلق برکت به برکت دادن به دعایی خاص توسط شخصی خاص نقل یافته است و اصولاً معادل blessing نیست و این سهل انگاری سوم شما است.

  5. جناب ת!
    والله ما که هرچقدر گشتیم حتی در مراجع یهودی، broche همان تبرک بود؛ بهتر است لطف کنید دقیقا بفرمایید این broche به واقع چیست و تفاوت آن با برداشت نگارنده چیست و این تفاوت چه تغییر ماهوی در فهم مطلب ایجاد می کند، تا نگارنده به کل از حیز انتفاع ساقط شود.
    با تشکر
    חטךכלםמן

    محمد عزیز سلام
    اشکال جناب آقا / خانم ת در این است که broche را یک واژه ی لاتین دانسته اند و بنده را به سندرم ترجمه ی عبری از لاتین متهم کرده اند حال آنکه broche نه یک واژه ی لاتین بلکه یک واژه ی ییدیشی ست و اتفاقا ظرافت جوک مذکور در متن هم مربوط به همین ییدیشی بودن کلمه است . اگر به جای بروچ در جوک نوشته شده از واژه ی براخا ( brakhot ) و یا حتی از عباراتی نظیر benediction و blessing که به معنای برکت می باشند استفاده می شد وجهی برای نفهمیدن معنا و منظور پسر بچه توسط ربی اصلاح گرا باقی نمی ماند چرا که اصلاح گرایان یهودی نه تنها با براخا ها نا آشنا نیستند بلکه خود مروج براخا های متعدد به زبان محلی و بومی هر منطقه هستند . بالاتر و فاحش تر از این اشکال مربوط به نقد ایشان به در به کار بردن ” ربی ” و ترجمه نکردن آن به حاخام است در حالی که کلمه ی حاخام در میان یهودیان سفارادی ست که استعمال می شود و همانگونه که در متن آورده ام جوک مربوط به سنت یهودی آمریکایی ست . به هر حال در اینکه بنده نه پژوهشگر یهودیتم و نه مترجم عبری و نه حتی مترجم انگلیسی حرفی نیست و به همین دلیل در کنار ترجمه ی خود اصل متن بریل را نیز آورده ام . ما سقط خود را پیشاپیش اعلام می کنیم . موفق باشید و سربلند . همین

  6. «وقتی بچه سال بودم دعا می کردم خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد از مدتی فهمیدم خدا این مدلی کار نمی کند. پس یک دوچرخه دزدیدم و بعد دعا می کردم خدا من را ببخشد!»
    این جوک خارجکی را بنا به مناسبت، هویجوری یادمان آمد :دی

  7. سلام
    یک نفر می خواهد ارشد اسلامی دانشگاه تهران بدهد. آیا امکان پیدا کردن جزوات مفید بچه های فلسفه اسلامی آنجا و لیست منابعی که می خونندو احتمالا شماره تماسی ایمیلی از کسی که اهل راهنمایی باشد را دارید؟
    ممنون می شوم

  8. ת

    بسم الله. به این خاطر این یادداشت را می‌نویسم که نه این جا به وظیفه‌ی آخوندیت مشغول هستی و نه ترجمه‌ات درست است؛ لحظاتی فکر می‌کردم که خدایا بروچ چیست؟ بعد که دیدم به جای حاخام، ربی نوشته‌ای فهمیدم آن بروچ هم براخا است و شماهم دچار سندرم ترجمه عبری از منابع لاتین هستید. این البته طبیعی است که سنت یهود را نشناسی و بد ترجمه کنی، اما سنت اسلامی را هم به همین نسبت بیربط تبین می‌کنید.

  9. elham

    تنها ارتباطی که من بین اخوند و جگوار میبینم اینه که اگه اخوندا نیومده بودند.شاید الان واردات اتومبیل گمرکی و تعرفه و اینا نمیخورد ما می تونستیم جگوار بخریم به جای سمند.

    در حد تویوتا کمری اگر می گفتید قبول می کردم اما خرید جگوار واقعا پدر و مادر ثروتمندی می خواهد که ظاهرا شما از داشتن چنین نعمتی محرومید ! این را از افق دید در حد سمندتان می گویم . همین

  10. ناهید

    به پاسخ شما بیشتر دقت کردم. گفتید
    پدر و مادر هایی از این دست بیشتر به خاطر تجربه ی هر دو فضای دینی ( سنتی ) و مدرن هم جاگوار را می شناسند و هم بروچ را
    دست روی خوب نکته ای گذاشتید، تجربه. تجربه دین و زندگی ، سنت و مدرنیته ، فقط از مردم برمی آید. مطمئنن آن ها که در کار صرفن دین هستند از مردم عقب می مانند. لابد یه عده هم هستند که زندگی مدرن برایشان وزن سنگینی دارد و آنها هم از مردم عقب می مانند. منظور من از مردم ، یه تعداد آدم های مشخص نیست. در طول زمان، مردم یک وزنه ی سنگینی ست. یک دید جامعه شناختی دارم بهش
    و گفتید
    درمیان نسل های آینده که فقط فضای جدید را تجربه می کنند بعید می دانم چنین پدرهایی زیاد یافت شوند
    نگران آینده ی شغلی خود هستید ها؟(شکلک چشمک). اولن آنچه امروز می کارید فردا درو خواهید کرد. دومن در هر مقطع زمانی هر جدیدی که باشد یک کهنه ای در مقابلش خواهد بود. هر مدرنی یک سنتی هم در برابرش خواهد دید. دین از زندگی مردم رخت برنخواهد بست ولی حتمن شکل دین داری تغییراتی خواهد کرد. خود را آماده ی تغییرات کنید. توی همه ی شغل ها همین جوره.

    بابت شوخی و صراحت لهجه ، امیدوارم به دل نگیرید

  11. ناهید

    منظور من البته پیشرو بودن در زمینه های مذهب یا مدرنیته نبود، پیشرو بودن در آشتی و ارتباط دادن بین اینها در زندگی روزمره بود. مثلن ایرانیان بین سنت های ایرانی و دین خود زیرکانه تلفیق هایی داده اند. مثل اینکه در ایران عید فطر برخلاف کشورهای عربی، عید اصلی مردم نشد و عید نوروز ماند. و البته دعای یا محول و قرآن در سفره ی هفت سین وارد آن شد و خدا میداند چه تغییرات دیگری. خب اگر میدادینش دست آخوندا، یکی از این دو عنصر را سر به نیست میکردند. این مثال البته تلفیق دین و مدرنیته نبود. تلفیق دین و سنت بود. حتمن در زمانی که دین اسلام یه عنصر جدید و مدرن در زمان آن مردم بوده.
    یا مثلن من دخترانی را می شناسم که با ناخن لاک زده نماز می خوانند. که البته برای کسانی که دغدغه ی دین دارند صد برابر بهتر از ترک نماز است. این کار بعلت بی خبری از احکام موجود نیست. دیگه همه می دونیم که آخوندا چنین نمازی را قبول ندارند! و یادشان می رود که نماز را مردم برای خدایشان می خوانند.
    روحانیت غالبن فراموش میکند که ابزار و کمک مردمان است برای دین داری و خودش را متولی دین می داند. متولی دین ، دین داران هستند.

  12. سلمان

    سلام بر شما
    فکر می کنم Joke Religious صحیح نباشد بلکه Religious Joke درست باشد
    http://www.ahajokes.com/religious_jokes.html

    سلام و ممنون از دقتتان . یک نکته : وقتی دائره المعارفی کلا درباره ی موضوعات دینی و بین الادیانی ست نظیر دیکشنری دین بریل . اگر قرار باشد در همه ی مدخل ها صفت دینی را مقدم کنند تفکیک بر مبنای حروف الفبا بسیار دشوار خواهد شد . به همین لحاظ ابتدا نام اصلی را ذکر می کنند و سپس قید یا صفت دینی را در ادامه می آورند که آنرا از حوزه ی عمومی مدخل متمایز سازند . موفق باشید و سربلند . همین

  13. ناهید

    راستی در ترجمه، صفت معتقد یا مومن یا…بودن پدر و مادر را از قلم انداخته بودید
    observant
    که البته شاید لازم هم نباشه

    صحیح می فرمایید . تصحیح شد . ممنون . همین

  14. ناهید

    آها
    و یه چیز دیگه
    به این توجه کنید که در این جوک یه ربی، ارتودکسه و یه ربی دیگه، رفرمی. اگه این نحل و فرق نبود شاید اینجوری نمیشد که یکی از اینور بیفته یکی از اونور! و تکلیف مومنین هم معلوم تر بود. در اسلام خودمون چطوره؟

  15. ناهید

    نظر من در ابتدا فقط روی پی نوشتتان بود که با پ. ن مشخص کرده اید. از فکرتان خوشم آمد. به شما میگن یه آخوند انترناسیونالیست. انتررلیجیونیست البته درستشه. 😉
    ولی بعد زور زدم روی اون جوک که بلکه یه نظری هم درباره ی اصل نوشته داشته باشم که نظر مساعد شما را هم جلب کنم. اینطور شد که نظرم به پدر ثروتمند جلب شد. نه! صبر کنید! به خودش که نه! به ثروتش هم نه! به این توجه کنید که در این جوک تنها کسی که هم جاگوار می شناسد و هم بروچ، ایشان است. می شود گفت مردم، پیشروتر از آخونداشون هستن؟ یعنی زودتر از مدعیان تعالیم دینی، بین احکام و مراسم دینی با مظاهر زندگی جدید ارتباط و تلفیق برقرار میکنند؟ و در آخر حواسم به این دغدغه ی همیشگی معطوف شد که مردم از روشنفکراشون، چه سکولار و چه آخوند، جلو می زنن. شاید راست باشه ها!

    دقتی که درباره ی پدر داشتید برایم بسیار جالب و البته باز هم بسیار ملموس بود . در جامعه ی خودمان اما این حالت را تعبیر به پیشرو بودن در هر دو زمینه نمی توانم بکنم . پدر و مادر هایی از این دست بیشتر به خاطر تجربه ی هر دو فضای دینی ( سنتی ) و مدرن هم جاگوار را می شناسند و هم بروچ را . درمیان نسل های آینده که فقط فضای جدید را تجربه می کنند بعید می دانم چنین پدرهایی زیاد یافت شوند . همین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *