آب و نان و کام

استاندارد

توضیح: این یادداشت، در شماره‌ی جدید نشریه‌ی «هابیل» (شماره‌ی ۵ معکوس) و در پاطوق نشریه که موضوع‌اش «ما و جنسیت و امر جنسی» است، منتشر شده. انتشار مجددش در این وبلاگ را برای دریافت نظرات و نقدهای مخاطبان محترم مفید دیدم ( این توضیح را به علت تنبلی عینا از اینجا دزدیدم ! همین ! )

بسم الله الرحمن الرحیم

اول :

سخن گفتن از نیاز جنسی همانقدر سهل و ملموس و آسان است که انگار خواسته باشی از تشنگی حرفی به میان آورده باشی و از خنکای آبی گوارا و زلال یادی کرده باشی و یا از گرسنگی بگویی و طعم داغ نان را مزمزه کنی . کلک صنع خلقت با ناز خویش نقش انسان را پر از نیاز کشیده است و اینگونه تا نام و نشانی از انسان باقی ست می توان از نیاز های انسانی سخن گفت و درباره ی آن ها به تأمل نشست و با یار آشنا سخن آشنا گفت . انسان ها به حکم اشتراک انسان بودنشان یار آشنای همدیگرند و نیاز جنسی یکی از سخنان آشنایی که اگرچه بسیار ترجیح داده می شود گفته نشود و یا در پرده گفته شود اما حتی با لب خاموش هم سخن آشنا ، سخن آشناست !

نیاز جنسی ، نیازی انسانی ست و تاکید بر این کلام دست ردی ست که از آغاز این سخن باید به سینه ی نامحرم زد ! خواه دیو باشد و خواه فرشته ! آنکه دستی بر آتش این نیاز در عمق وجود خود ندارد یا دیو است و یا فرشته ! فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی و از دیو و دد هم که مللولم و انسانم آرزوست !
بی آبی تشنه بی تابی به همراه دارد و بی نانی گرسنه پریشانی ! تشنه آب می خواهد و گرسنه نان ! به انسان آب ندهی لب هایش می خشکد ، سینه اش سنگینی می کند ، جگرش می سوزد ، دست هایش به لرزه می افتد ، بدنش سست می شود ، زبانش تخته سنگی می شود در کام ، چشم هایش به گود می نشینند ، کم سو می شوند ، پلک هایش بر هم می افتند ، لب هایش به رقص آرام در می آیند و سر انجام همچون ماهی بیرون از تنگ آب بر روی خاک تکان تکان خواهد خورد و سرانجام خواهد مرد ! همه ی این ها ترجمان یک حرف است : انسان به آب نیاز دارد ! همین !
داستان برآورده نشدن نیاز جنسی اما داستانی دیگر است ! ناکامی جنسی نمی کشد ! زجر کش می کند ! آتش می زند ! می سوزاند ! خاکستر می کند ! بی خانمان می کند ! ناکامی جنسی قلب انسان را خش می زند و روح آدمی را خراش می دهد ، ناکامی جنسی سلامت و بهداشت فرد و جامعه را زیر چکمه های سنگین خود له می کند ، ناکامی جنسی افسردگی به ارمغان می آورد ، ناکامی جنسی انسان را تا مرز خود کشی می برد ، ناکامی جنسی خشونت می آفریند ، جنایت می کند ، ناکامی جنسی داغ زخم سیاه اعتیاد بر سینه ها و دست ها می نشاند ، ناکامی جنسی گاه آنقدر فرجام غم انگیزی دارد که آدمی نه حسرت فرشته که حتی به دیو حسادت برد ! که دیو بگریزد از آن قوم که …. بماند !
انسان بر همان شانه ای که از آغاز بار سنگین نیاز هایش را بر آن آویخته است کوله بار دیگری هم بر دوش داشته که متاع آن عقل و اخلاق و دین بوده اند و این سه همواره به نحوه ی برآورده شدن نیاز های آدمی نظر داشته اند و نسخه پیچیده اند و باید و نباید وضع کرده اند ! نه تشنه را مجاز کرده اند که هر آبی بنوشد و نه گرسنه را که هر نانی بخورد و نه شهوت انگیخته را که هر کامی بگیرد ! عقل و اخلاق و دین در طول تاریخ بشر آب و نان و کام را ضابطه مند کرده اند و برای خروج از این ضابطه ها مجازات های سخت و سنگینی وضع کرده اند که گاه سیلی نقدی در همین دنیا شده اند و گاه حلوای زهرآلود نسیه ای حواله به آخرت …
اگرچه هر سه ی عقل ( در اینجا به معنای عقل عرفی بشری نه عقل دینی و فلسفی ) و اخلاق و دین در محدود کردن و ضابطه مند کردن کام جویی جنسی با هم شریک و همدست بوده اند اما باید انصاف داد که در این میان نقش دین از دوتای دیگر پر رنگ تر و قابل اعتنا تر است و از همین رو  همیشه اولین انگشت اشاره در واکاوی چرایی این منع ها و حد ها به سمت دین اشاره می رود . آری دین پر رنگ تر از دوتای دیگر آب و نان و کام را حد زده است و برایشان خط و نشان حلال و حرام کشیده است .  تاریخ بشر پر است از ادیان گوناگون که بررسی و بیان نگاه هر یک از آن ها به کام و کامجویی تدوین دائره المعارفی چند جلدی می طلبد و نویسنده فراموش نکرده است که در ایران اسلامی شیعی و برای مخاطب ایرانی اسلامی شیعی در حال نوشتن است . اسلام شیعی که راه کام گیری جنسی را از کوچه باغ ازدواج می گذراند ، کوچه باغی که گاه پرچین باغ هایش کوتاه است و گاه بلند …

دوم :

دین که مادام که متن مقدس است  ( خواه کتاب مقدس ، خواه سیره ی قطعی معصوم ) فارغ از ظرف تحقق و دینداری برای خود یک ماجرا دارد و هنگامی که در ظرف خاص جغرافیایی ، تاریخی ، فرهنگی ، اقتصادی خاص جامه ی تحقق به تن می کند ماجرایی دیگر ، دین و مفاهیم دینی در وضعیت دوم تابعی از وضعیتی می شوند که ” سنت ” نامیده می شود . سنت مفاهیم دینی را به بازی می گیرد ، به آن ها شکل می دهد ، در آن ها دخل و تصرف می کند و حتی گاه تا قلب ماهیت آن ها پیش می رود ، یکی از این مفاهیم و آموزه ها : ازدواج !

سوم :

ازدواج اگرچه در آموزه های اسلام شیعی راهی برای کامجویی حلال و مفری برای تن ندادن به کامجویی های بدلی و حرام است اما در سنت ایرانی امروز چنین جایگاه و کارکردی ندارد ! فلسفه ی ازدواج در سنت امروز جامعه ی ایرانی بر محور تشکیل خانواده می چرخد و گره زدن زلف این دو با هم یعنی کامجویی جنسی و تشکیل خانواده در وضعیت امروز جامعه ی ایرانی مقدمه ای برای وضعیت نابهنجار و ملتهبی ست که با آن مواجهیم .
تشکیل خانواده قبل از آنکه نیازهای انسانی را مد نظر داشته باشد به شرایط اقتصادی نگاه دارد ، شغل و مسکن که باید به هر دوی اینها صفت ” مناسب” را نیز افزود همراه با دیگر مقدمات اقتصادی از قبیل تمکن اقتصادی خانواده ها برای به جا آوردن مقدمات و رسوم و سنت های مربوط به ازدواج نظیر مراسم ، جهیزیه ، مهریه و هزار و یک رسم کوچک و بزرگ دیگر شرایط اصلی ازدواج شمرده می شوند و این در جامعه ای که به شدت از بحران های اقتصادی و معضلاتی نظیر بی کاری ، معضل مسکن ، تورم و گرانی و …. رنج می برد یعنی بالا بردن ازدواج گاه حتی در حد یک رؤیا . به مسائل اقتصادی باید لوازم تربیتی و فرهنگی تشکیل یک خانواده را نیز افزود و به این نکته اعتراف کرد که نظام تربیتی جامعه ی امروزین ما ( اگر اصولا نظام تربیتی وجود داشته باشد ! ) نظامی ست که توانایی آماده سازی زودهنگام جوانان برای تشکیل و اداره ی خانواده را ندارد ، این همه صغری و کبری چیدن ترجمان چرایی بالا رفتن سن ازدواج در جامعه ی امروزین ماست که البته به این عوامل می توان چندین عامل دیگر هم افزود .
نیاز جنسی اما این حرف ها حالیش نمی شود ! منتظر و معطل سن ازدواج نمی ماند ، نیاز جنسی غنچه ای ست که در بهار بلوغ شکوفا می شود ، بلوغی که بر خلاف سن ازدواج مدام سن خود را کاهش می دهد تا فاصله ی میان بلوغ و ازدواج به پرتگاهی عمیق بدل شود ! نیاز جنسی شبیه یک دریاست ! دریایی که جذر و مد دارد ، دریایی که موج بر می دارد ، دریایی که گاه توفانی می شود ، دریایی که صخره ای نیاز دارد که بر آن سر بکوبد و ساحلی که آن را در آغوش بگیرد ! این دریا ی توفانی فاصله ی چندین ساله ی بلوغ تا ازدواج را چگونه باید از سر بگذراند !؟ پرسشی ست که پاسخ به آن زهره می ترکاند و خواب از چشم می رباید ! به اینجا که می رسد تغافل و تجاهل نقاب بر چهره می شود و راستی آب و هوا چطور است !؟ آبی یا قرمز !؟ راست یا چپ !؟ به اینجا که می رسد همه لب می گزند ، به اینجا که می رسد دولتمردان و سیاستمداران واعظ و مفتی می شوند ، پدر ها و مادرها شاعر می شوند ، پاسبان ها و محتسب ها کاسب و …..
فاصله ی پانزده الی بیست ساله ی میان بلوغ و ازدواج ( اگر این فاصله را بیشتر ندانیم ! ) در جامعه و فرهنگی که تنها راه برآورده شدن نیاز جنسی را از راه ازدواج منجر به تشکیل خانواده  تعریف کرده است فاصله ای ست که کمتر کسی تمایل به صحبت در باره ی آن دارد ! کمتر کسی دوست دارد بداند دریایی که نامش رفت در این فاصله چگونه آرام و قرار می گیرد ، موج هایش بر کدام صخره سر می کوبند ، با کدام ساحل هم آغوش می شوند ، کمتر کسی دوست دارد بداند بیست سال تشنگی چگون می گذرد و عطش با این دریا چه خواهد کرد !؟
خانواده ها و واعظان و زاهدان و حاکمان تپه ای دور از دریا را منبر خویش ساخته اند و از فراز آن مدام دریا را به سکوت و سکون و آرامش فرامی خوانند به آنکه بدانند آنانکه دریاها را چون موم در مشت اختیار خویش داشتند و موسی وار به سرانگشت اشاره شان دریاها شکافته می شد چنین نسخه ی پانزده بیست ساله ای برای دریا نمی پیچیدند و بی آنکه بدانند دم مسیحایی که توفان ها را فرو بنشاند و آتشفشان ها را خاموش سازد فیض روح القدس را می طلبد و فیض روح القدس هر دمی را مدد نمی رساند خصوصا اگر صاحب دم داعی بلا عمل باشد و از زمره ی اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم …
انکار آن چه که در این فاصله ی بیست ساله بر دریای نیازهای بشری و انسانی جوان ایرانی خواهد گذشت ادعای داشتن جامعه ای ست که مدام یوسف کنعانی تولید می کند ! چه می گویم !؟ یوسف را یک چشم پوشی از زلیخا عزیز مصر قلب ها کرد و هزار مرتبه یوسف شایسته ی کسانی ست که دم به دم و لحظه به لحظه و آن به آن پیراهن و گرده شان از سرانگشت زلیخا ها زخم می خورد اما پیراهن عصمتشان چاک نمی خورد . حبذا به حالشان اما قلندرانه حدیثی ست ! زاهدا معذور ! در مصری با این همه یوسف این همه خواب بی تعبیر و این همه قحطی بی تدبیر چرا !؟

چهارم :

نویسنده ی این سطور اگرچه سالها نان دین خورده است اما اعتراف می کند که  در این نوشته درد دین او را به نوشتن وانداشته است ! نویسنده سال هاست که عبدالمطلب گونه بودن پیشه کرده است و خود را رب الابل دانسته است و بیت را به رب البیت واگذار کرده است ! سخن از یک گناه دینی نیست ! سخن از متروک شدن و مهجور ماندن یک سنت شرعی نیست ! صحبت از فرار از واقعیت هاست ! صحبت از جماعتی ست که گمان می برند اگر چشم از فاجعه بربندند فاجعه چشم از آنان برخواهد بست ! صحبت از روان پریشی های فردی و اجتماعی ناشی از ناکامی ها و سرخوردگی ها و انحرافات جنسی ست ! صحبت از فزونی و فراوانی اعتیاد است ! صحبت از میزان بالای خودکشی ست ! صحبت از خانه گریزی ست ! صحبت از زنان و دختران خیابانی ست که تقاضای یک بازار واقعی را تأمین می کنند ( اگرچه به مذاقمان خوش نیاید که این وجود بازار را به رسمیت بشناسیم ! ) صحبت از روسپیگری و نتیج شوم اجتماعی آن است ! صحبت از تغییر ذائقه ی جنسی ست ! صحبت از کامجویی های بدلی ست ! صحبت از خودارضایی ! صحبت از شیوع تمایلات همجنس بازانه است ! صحبت از سقط جنین و معضل فرزندان نامشروع است ! صحبت از خشونت ها و جنایت های جنسی ست ! صحبت از ایدز و بیماری های خطرناک دیگری ست که بیشترین آمار ابتلاء خود را به یمن روابط پر خطر جنسی کسب کرده اند ! صحبت از آفاتی ست که فرقی نمی کند کدام جامعه با کدام فرهنگ و کدام دین و دین داری را هدف قرار داده است ! هر جامعه ای که باشد با چنین آسیب ها و آفت هایی به خاک سیاه خواهد نشست !

پنجم :

تجربه نشان داده است که حاکمان و دولتمردان ایرانی هیچ گاه تمایل نداشته اند صراحتا یا حتی کنایتا به وجود بحران از هر نوعی که می خواهد باشد اعتراف و اقرار کنند ! انکار بحران همواره یکی از شیوه های سیاستمداران و دولتمردان ایرانی بوده است جز در مواردی که تاکید بر وجود بحران کارکردی سیاسی داشته باشد ! در مسئله ای که گذشت نیز به نظر می رسد که  این جماعت تمایلی به اینکه این مسئله را حتی به مخیله ی خود هم خطور دهند و به چاره اندیشی برای آن بنشینند نداشته و ندارند و این نه نشانه ی خردی و کوچکی مسئله که نشانه ی عمق فاجعه ایست که گویا کاری از دست کسی ساخته نیست ! اما به یقین آنان بهتر از هرکس دیگری می دانند که از پس این محدودیت ها و بی چارگی ها چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است ! آنان می دانند ( می دانند !؟ ) که ریشه ی بسیاری از آنومی ها و آشوب ها و شورش های اجتماعی و سیاسی در کجاست ! آنان می دانند که یکی از عوامل اصلی میل به مهاجرت به خارج از کشور در جوانان یافتن فضایی آزاد و مجاز و بی دغدغه برای برآورده شدن نیازهای جنسی ست ! آن ها می دانند که فشار جنسی تا چه حد محیط های جمعی ، خوابگاه های دانشجویی ، مدارس ، پادگان های نظامی و …. تهدید می کند ! آن ها بیشتر از هر کس دیگری آمار انحرافات جنسی در جامعه را رصد می کنند ( رصد می کنند !؟ ) آن ها بهتر از هرکس دیگری داستان غم انگیز کاربری اینترنت و شبکه های ماهواره ای در ایران را می دانند ! آن ها اما هیچ کاری نمی کنند چرا که نمی توانند بکنند ! لازمه ی حل این مشکل ورود و رویارویی با فرهنگ عمومی و سنت های رایج است و حاکمیت با چند تجربه ی کوچک به خوبی دریافته است که توان چنین مقابله و رویارویی با سنت های موجود را نداشته و نخواهد داشت و آنقدر درد سر پیش روی خود می بیند که سری که فعلا درد نمی کند را دستمال نبندد و یا اگر درد می کند  مسکنش بدهد و اگر مسکن هم افاقه نکرد با گرز گران بکوبدش !

ششم :

برای فاصله ی طولانی میان بلوغ تا ازدواج باید چاره ای اندیشید و فکری کرد ، فاصله ای که روز به روز و لحظه به لحظه زیادتر می شود . می توان بر الگوی انحصار برآورده شدن نیازهای جنسی در ازدواج منجر به تشکیل خانواده اصرار ورزید و مدام به شعر و شعار نشست که شرایط ازدواج آسان باید گردد و انتخابات به انتخابات وعده و وعید شنید که آسان خواهد شد ! اینگونه باید نشست تا صبح دولتمان بدمد کی و کجا !؟ نمی دانیم ! فعلا باید نتایج سحر را تحمل کرد و توفان درو نمود ! یادمان نرود آنچه که صفحه ی حوادث روزنامه ها خوانده می شود صفحه ی حوادث جامعه ی ماست خفاش شب ! فاجعه ی پاک شهر ( پاک ! شهر ! ) داستان تجاوز به بیش از پنجاه دختر بچه در اصفهان ( اگر من اشتباه نکرده باشم و این فجایع بی ربط با فرهنگ جنسی فعلی جامعه ی ما نباشد ! ) و ده ها و صدها خبر ریز و درشت دیگری که خوانده ایم و خوانده اید و نخوانده ایم و نخوانده اید !

هفتم :

برای پاسخ به مسئله ای که تا کنون نام و یاد آن رفت همواره دو پاسخ و پیشنهاد وجود داشته است ، یکی دعوت به صبر و عفاف و دیگری پیشنهاد استفاده از آموزه ی شرعی ازدواج موقت ! جالب آنکه صاحبان پیشنهاد اول اگرچه از کلمه ها و آموزه هایی نام می برند که دارای بار دینی و ارزشی و شرعی هستند اما عمدتا از مخالفان سر سخت پیشنهاد دوم هستند . چرا !؟ می توان به دلایل عمده ای اشاره داشت . نداشتن تصور واضح و روشنی از جامعه ای که افراد در آن جز از راه ازدواج منجر به تشکیل خانواده توانایی ارضاء نیازهای جنسی خود را در قالبی غیر مجرمانه دارند از بزرگترین علل این مخالفت است ، نوع نگاه سنتی تبدیل به کلیشه شده ای مبنی بر اینکه نیاز و شهوت جنسی به خودی خود نیازی پست ، شوم و دارای ماهیتی شر آلود است مگر آنکه مقدمه ای برای تشکیل خانواده و تولید و بقاء نسل باشد نیز در این مخالفت مزید بر علت است ، در این نگاه آزادی جنسی ولو از مسیر شرعی ازدواج موقت همواره برابر با هرج و مرج جنسی انگاشته شده است و تکلیف هرج و مرج جنسی هم که واضح و روشن و مبرهن است ، دغدغه هایی همچون بکارت زنانه ، فرزندان ناخواسته ، سرد شدن بازار ازدواج دائم و در نتیجه سست شدن نهاد خانواده هم از مسائلی ست که باید بر این مخالفت افزود . این نوع نگاه سنتی همواره ترجیح داده و می دهد حدی از انحرافات و ناهنجاری های جنسی ، دینی و اخلاقی را به صورت غیر رسمی و غیر علنی بپذیرد اما به کوچکترین حدی از آزادی جنسی تعریف شده ، رسمی ، شرعی و قانونی تن ندهد و احترام نگذارد . ا این نگاه تمام مصائب و مسائلی که در بندهای قبلی این نوشتار فریاد زده شد می تواند امری طبیعی تلقی گردد که لازمه ی دوران جوانی ست و مشمول گذرایی زمان و نیازمند سکوت و خوش بینی و تغافل . صاحب این قلم بارها با خانواده های سنتی دارای این نوع نگاه به مباحثه و گفتگو نشسته است و به این نتیجه رسیده است که این نوع نگاه در دوراهی میان گناه پنهان و رفتارجنسی منحرف اما نهان روشانه و حلال آشکار و رفتارجنسی سالم اما رسمی ترجیح می دهد که به گزینه ی اول رأی آری بدهد . همین

هشتم :

در کنار مخالفان سنتی  ازدواج موقت باید از مخالفان دیگری نام برد که مخالفتشان از نگاه نویسنده داستان غم انگیزی دارد و آن مخالفت روشنفکران با ازدواج موقت است ، جریان روشنفکری در ایران عقیم زاده شده و عقیم و معلول و بلا تکلیف به حیات ناقص خود ادامه می دهد و اگرچه همواره سعی بر این داشته است که خود را با الگوی روشنفکری بانشاط و پویا و تاثیرگذار در غرب مقایسه کند و همراه سازد اما چون درک درست و شناخت صحیح و دقیقی از ماهیت روشنفکری غربی و لوازم آن نداشته و یا داشته و نخواسته و نتوانسته به آن تن بدهد ترجیح داده است که در ظاهر خود را شبیه به غرب سازد و بیشتر به تقلید و در آوردن ادا و ظاهرسازی بپردازد تا اینکه حقیقتا خود را به فکر و فرهنگ غربی نزدیک سازد ، کارنامه ی روشنفکری در ایران در تمام این سال ها پر است از ادعا و شعار و گزافه گویی و نادیده گرفتن واقعیت ها و حقیقت ها و در افتادن به ورطه ی تناقض های فراوان . روشنفکری در غرب با اومانیسم آغاز می شود و در اومانیسم انسان با همه ی نیازها و خواسته ها و شهوت ها و تمایلاتش در کانون نقطه ی اهمیت ها و توجه ها ست و در میان همه ی این تمایلات و نیازها شهوت انسانی نه امری پلید با ماهیتی شوم و پست که حقیقتی انسانی ، زیبا و ارزشمند انگاشته و پنداشته می شود ، تمایلات جنسی در نگاه اومانیستی نه نتیجه ی غلبه ی بعد حیوانی که بل نشانگر سلامت و لطافت و ظرافت انسانی شمرده می شود که باید آن را به رسمیت شناخت ، با دید احترام به آن نگریست و زمینه و بستر برآورده شدن آن را فراهم ساخت ، با ظهور نگاه اومانیستی در غرب ، دین (  ادیان  )  به خاطر نوع نگاه محدود کننده و تضییق کننده نسبت به نیاز و شهوت جنسی بارها بارها مورد حمله ی روشنفکران قرار گرفته اند ، روشنفکران ایرانی هم البته در ظاهر سازدی و تقلید صوری از این قافله عقب نمانده اند ! آنان در ادبیات تمایل خود را به پورنو گرافی بارها و بارها نشان داده اند و دین را از متلک ها و کنایه های خود به علت نوع نگاه ضابطه مند و سختگیر نسبت به گناه جنسی بی نصیب نگذاشته اند اما نقطه ی غم انگیز و تناقض آمیز و تأمل برانگیز در کارنامه ی روشنفکران وطنی مخالفت سرسخت و همراه با های و هوی و هیاهوی آنان با ازدواج موقت است ، ازدواج موقت در نزد روشنفکران وطنی به جای آنکه ظرفیتی درون دینی برای تحقق بیشتر آزادی جنسی بر مبنای فردیت تلقی شود و مورد حمایت و تاکید قرار گیرد ، سوژه ای شده است که می توان با چاشنی نگاه سنتی جامعه ی ایرانی به آزادی های جنسی فردی از آن پتکی ساخت و بر سر جریان سنتی دینی کوبید ! طرفه آنکه در روزگاری که روشنفکر غربی مسیحیت را به مؤاخذه می گیرد که چرا به تمایلات هم جنس بازانه احترام نمی گذارد و با آن ها به مخالفت می پردازد و رسمیت آن ها را صحه نمی گذارد روشنفکر وطنی ما فقه شیعی را خرده می گیرد و متلک می اندازد که چرا آموزه ای در خود دارد که امکان کام جویی جنسی آزادانه و موقت را مهیا می سازد بی آنکه فرد را مقید به نهادی همچون خانواده سازد ! اومانیسم ، لیبرالیسم و فردگرایی (individualism ) سه ریشه ی روشنفکری غربی هستند که هیچ گاه در روشنفکری ایرانی جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده اند و البته غرض این نوشتار نقد جریان روشنفکری وطنی نیست !

نهم :

فرهیختگان و دانشگاهیان نیز از آنچه که درباره ی روشنفکران گفته شد برکنار نیستند ! بزرگترین رسالت فرهیختگان و دانشگاهیان در هر جامعه ای شناخت مشکلات و بحران ها و کمبودها در جامعه ، فریاد برداشتن آنها ، ارائه ی راه کارهای  عملی و گام برداشتن در جهت اصلاح آنهاست ! مسئله ی آسیب های جنسی در ایران در تمام این سال ها از حادّ ترین ، پر هزینه ترین ، بغرنج ترین و مبتلا به ترین مسائل جامعه ی ایرانی بوده است اما از آن جهت که اظهار نظر درباره ی آن به گونه ای کسر شأن تلقی می شده است و یا نیازمند ارائه ی نظریاتی بوده است که با تلقی های سنتی ( و احتمالا دینی ! ) در تعارض قرار می گرفته کمتر کسی جسارت و جرأت آن را به خود راه داده است تا پا قدم به این ورطه بگذارد ، متاسفانه حتی مسئله ی ناکامی ها و انحرافات جنسی در میان این قشر به یک دغدغه ی شرعی فروکاسته شده است که فقط ذهن متشرّعان و عهده داران رسمی نهاد دین ( روحانیت ) را پر کرده است به گونه ای که اگر از این نگاه دینی چشم پوشی شود جامعه در مسیر معمولی خود قدم بر می دارد و با بحران چندانی مواجه نیست ! مسئله ی روابط میان دختر و پسر از مسائلی بوده است که بارها در کانون توجه مباحث دانشگاهیان قرار گرفته است و اگرچه شاید با گفتن این سخن که اغلب دانشگاهیان با تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها مخالفند و بیشتر دانشجویان از آزادی روابط میان دختر و پسر در دانشگاه ها استقبال می نمایند خشم نهادهای رسمی را برانگیخته باشیم اما به گمان نویسنده با این گفته چندان از واقعیت دور نیفتاده ایم . در همراهی و همدلی با نگاه آزادی خواهانه ی  جوان دانشگاهی اما باز دغدغه و پرسش از پایان پا برجاست ، احترام به روابط دختر و پسر ! حرمت نهادن به انسانیت بدون نگاه تفکیکی بر مبنای جنسیت ! اعطای آزادی در روابط ! حرمت نهادن عشق و قداست نهادن به عاشقی ! همه ی این ها قبول ! در دانشگاه ها صندلی ها کنار هم ، نفس ها هم عنان هم ! چشم ها مقابل هم ! لبخندها آینه ی هم دل ها ….. اما آنجا که این عشق قصد اوج گرفتن دارد و لبخندها تقاضای بوسه شدن می کنند و دست ها همدیگر را التماس می کنند و …. برای این نقطه ای چه نسخه ای موجود است که راه عشق و عاشقی و روابط میان دختر و پسر را به اجبار از مسیر خلاف عرف ، قانون و شرع نگذراند و هزینه های هنگفت روحی و روانی را بر آن ها تحمیل نکند و آتش اضطراب حاشیه ، متن را خاکستر نکند !؟ تقریبا می توان گفت هیچ و هیچ و هیچ ! همین

دهم :

نویسنده بر آنست که گزینه ی ازدواج موقت همچنان دست به نقد ترین پیشنهاد عملی برای خلاصی از وضعیت آشفته و آسیب زای جنسی در ایران است که اگر از ظرفیت های نهفته در آن استفاده شود اگرچه قطع به یقین تحولات عظیمی در فرهنگ سنتی پدید خواهد آورد و آن را با چالش های جدی مواجه خواهد کرد اما در مجموع کشور را در مسیر سلامت و توسعه واگر به پته ی قبای کسان بر نخورد ! حتی روند مدرن شدن کمک خواهد کرد ( والبته باز هم قصد نویسنده در این نوشتار بررسی رابطه ی مدرنیته و آزادی های جنسی نیست ! ) نویسنده با تجربه ی کمی که در سال های تحصیل خود در حوزه ی علمیه کسب کرده است معتقد است که اگر شرایط اجتماعی کمی و فقط و فقط اگر کمی مهیا گردد زمینه ی تغییر فتاوای مراجع برای سهولت بیشتر در امر ازدواج موقت فراهم خواهد بود ! و البته نویسنده معتقد است که وقت آن رسیده است که لهجه ی ازدواج موقت را تغییر داد !!! شاید اگر صیغه ی ازدواج موقت با لهجه ای غیر از لهجه ی قمی ، مثلا با لهجه ای دلنشین تر مانند لهجه ی تهرانی خوانده شود ماجرا به کلی عوض شود ! و منظور نویسنده از تغییر لهجه چیست !؟ تو خود دانی اگر عاقل و زیرک باشی …

یازدهم :

همه ی انچه که تاکنون در وجه مخالفت با ازدواج موقت گفته شده است دغدغه هایی هستند که باید برای آن ها به چاره اندیشی نشست نه اینکه با بردن نامی از آن ها و ترسیم یک فضای مبهم و غبار آلود اصل ازدواج موقت را زیر سوال برد ! وضع قوانین ، آموزش ، فرهنگ سازی و اموری از این دست بسیاری از این دغدغه ها را به راحتی پاسخ می دهند .

دوازدهم :

آب و نان و کام نیازهای انسانی هستند که باید برای آنها چشمه و تنور و آغوش فراهم ساخت ، برای آب و نان دستگاه ها و نهادهای مختلفی شکل گرفته اند که از آغاز تا پایان آب و نان مردم را پیگری می کنند ، شاید وقت آن رسیده باشد که نهادی خاص هم عهده دار ” کام ” مردمان باشد ، همه ی جوانب ریز و درشت مسئله را پیگیری کند ، آموزش های لازم ، فرهنگ سازی های مورد نیاز ، هشدارهای به موقع ، انجام تحقیقات و پژوهش های گوناتگون و هر ریز و درشتی که به نیازهای جنسی جامعه مربوط است را پیگری کند و به تمام پراکنده کاری ها و پراکنده گویی هایی نظیر این نوشتار پاین دهد ! شاید وقتش رسیده باشد ! خب ! شاید هم وقتش نرسیده باشد ! همین

32 دیدگاه در “آب و نان و کام

  1. م .ق

    سلام
    اول: ازدواج موقت سبک زندگی معصومین ما بوده. چه آنهایی که این سبک زندگی را نادیده بگیرند و چه آنهایی که از کل سبک زندگی معصومین فقط همینش را بچسبند اشتباه می‌کنند. سبک زندگی معصومین زنجیره‌های به هم مرتبطی است که نمی‌شود فقط یکی دوتایش را گرفت و بقیه را ول کرد، همان‌طور که نمی‌شود همه را گرفت و یکی دوتایش را ول کرد!

    دوم: ازدواج موقت شرایطی دارد. الان که مشکل ازدواج مجدد وجود ندارد پس چرا آن عمومی نشده؟ یادمان باشد هر اتفاقی را با شرایط و بسترهایش ببینیم. ازدواج موقت چه برای مرد واجد شرایط چه برای زن واجد شرایط یک جور تکلیف است. یادم هست حدیثی دیدم که معصوم(ع) یکی از شیعیان را که در مسافرتی طولانی و البته بدون همراهی همسر بود به خاطر اختیار نکردن همسری موقت مواخذه کرده بود.

    سوم: دیدم دوستان هی نگران هستند که مردها به فکر ارضای خودشانند و الخ. سربسته باید گفت که نیازهای جنسی زن و مرد هیچ شباهتی به هم ندارند. این محاجه که پس زنها چی؟! ناظر به یکی بودن زن و مرد در این موضوع است. یکی نیستند به خدا.

    چهارم: یکی دیگر از دغدغه‌های این کامنتها این بود که چه بلایی بر سر دخترهای باکره و جوان می‌آید. واقعیت این است که ازدواج موقت جایگزین یا مکمل ازدواج دائم است. وقتی جماعت دختران باکره و پدر و مادرهایشان ببینند سخت‌گیری در ازدواج دائم تاثیری در پیدا شدن یک داماد همه‌چیز تمام نمی‌شود، به حداقل شرایط رضا داده و مشکل آنها هم در یک تحول اجتماعی حل می‌شود. در واقع ازدواج موقت تنظیم کننده خلاهای ازدواج دائم است. وقتی شرایط ازدواج دائم سخت باشد باید ازدواج موقت آسان شود وقتی ازدواج موقت زیاد شود لاجرم شرایط ازدواج دائم آسان می‌شود. بحث من کل‌نگری است. اگر وارد مصادیق و بعضی سواستفاده‌ها و بعضی آفت‌های جزیی نشویم، ازدواج موقت بن‌بست ازدواج دائم را از بین می‌برد.

    پنجم: راستی وقتی یک خانمی باردار شد و چند ماه (در دوران بارداری و پس از زایمان) قدرت و ظرفیت ارضای همسر خود را ازدست داد، تکلیف همسر او چیست؟ این سوال جوابی روشن و صریح از طرف خانم‌ها دارد؛ صبر و وفاداری و عفت ولی فیزیولوژیست‌ها به عنوان کارشناسانی بی‌طرف نظری جز این دارند. نه که نخواهند، نمی‌شود به مردی که طعم کام‌جویی جنسی را چشیده گفت یک سال تعطیل. این همان چیزی‌است که قبلا اشاره کردم، مردها با زنها متفاوتند. بدیهی به نظر رسیدتن این گزاره البته با ایمان داشتن به آن فرق می‌کند.

    و آخر: از تایپ خسته شدم والا کلی حرف باقی مانده. گفته باشم، با اینکه در این محفل کسی مرا نمی‌شناسد ولی به عنوان مردی متاهل و دور از انحرافات جنسی و خارج از خانواده، دوست دارم به حرف‌هایم به نگاه علمی توجه شود.

  2. حميد

    با سلام
    من خیلی دیر به بحث رسیدم، البته تونستم نظر تمام دوستان رو هم بخونم!
    فکر میکنم اینکه ازدواج موقت میتونه به کاهش فشار جنسی و مشکلاتی که در جامعه وجود داره کمک کنه، ولی به نظرم نباید به عنوان تنها راه حل ممکن به اون نگاه کرد. در واقع این راه حلیه برای کسایی که احساس میکنن به تنگنا افتادن و امکان ازدواج دایم هم ندارن. باید به موارد دیگه نظیر کم کردن محرک‌های جنسی در جامعه (مثلا بهبود وضع حجاب نه لزوما جداسازی دانشگاه و سایر نظرات مشعشع مشابه)، تسهیل ازدواج و پایین آوردن سن اون و موارد دیگه از جمله تقوی پیشه کردن هم توجه کرد!
    در مورد دغدغه و نگرانی‌هایی هم که در مورد ازدواج موقت خصوصا از طرف خانوم‌های محترم وجود داره، باید گفت مشکل نگرشی هست که درجامعه ما نسبت به نیاز جنسی و برآورده کردن اون وجود داره که جناب دیانی تلاش کردن توجه رو به اون جلب کنن، ولی اینقدراین نگرش در ذهن و فکر و رفتار ما درونی شده که به صورت پیش فرض ذهنی برای ما در اومده و قطعا به راحتی نمیشه اون رو تغییر داد. موارد زیر نکاتی هست که در مورد ازدواج موقت باید به اون توجه بشه:
    ۱-برآورده کردن نیاز جنسی باید از حالت تابو خارج بشه و به عنوان یک رفتار و حق انسانی برای هر انسان بالغی شمرده بشه (تکبیر!)
    ۲-خانواده‌ها با وجود حفظ حق نظارت بر فرزندانشون (چه دختر و چه پسر)، امکان و اجازه رفع نیاز جنسی اونها رو فراهم کنن (به عنوان مثال همونطور که در سن مناسب به فکر ازدواج دایم فرزندشون هستن، در صورت نیاز فرزندشون به یافتن شریک موقت هم کمک کنن(زهی خیال باطل!))
    ۳- ازدواج موقت راهیه برای رفع نیاز جنسی، قطعا افراد مجرد در این زمینه اولویت دارند ولی چه میشه کرد از قدیم گفتن از نخورده بگیر بده به خورده ! خانوما واقعا کاریش نمیشه کرد اگه امکان رفع نیاز جنسی در خارج از خانواده تسهیل بشه خیلی از مردای متاهل هم ممکنه از اون بهره‌مند بشن (البته خیلی‌ها الان هم حالشو میبرن!) ولی به جز افراد حریص و کساییکه همسر دایمشون نیازشون رو برآورده نمیکنه، بقیه افراد اگه چند بار امتحان کنن فضولیشون میخوابه و برمیگردن سر خونه زندگیشون ( امیدوارم!)
    ۴- تسهیل رفع نیاز جنسی با ازدواج موقت شبیه بازار اقتصاد رقابتی و فضای کسب‌و کاره! از این نظر که به هر حال اونهایی که راحت نشسته بودن و زندگیشون را میکردن (خانوم‌های متاهل) نگرانیشون برای پیدا شدن رقیب و جایگزین دیگه بیشتر میشه. باید اونها هم (البته با همراهی همسراشون) مقداری تغییر در زندگیشون ایجاد کنن و سعی کنن بهره‌وری رو در زندگی زناشویی (با مطالعه و آموزش و افزایش آگاهی‌ها) بالا ببرن. در این حالت امکان بازیگوشی آقایون هم کمتر میشه!

  3. ر.قائمی

    لذت بردیم از قلم و انگاره بحث
    کاش عالم دینی تان را دیگران نیز می فهمیدند. کاش می فهمدیند که یک پرورده عالم دینی نگران این نیست که دخترش صیغه شود یا نه؟ قبول این برای مردمانی که لهجه شان تهرانی است در ظاهر دشوار و در باطن همچون امری رایج است. خوب پرسش این است که این همه زنانی که در خیابان دیده می شوند و شما و آقای مظاهری وصفشان کردید مگر دچار همان مشکلاتینیستند که به فرض رواج این آیین بدان دچار می شویم؟
    این را برای شما نگفتم آقای دیانی برای مخاطبانتان با کمال عذر خواهی بی انصافتان گفتم

  4. ناهید

    آقای م
    چطور؟ فکر می کنید از آقایان خوب اطلاع دارید؟ چطورست کمی هم در مورد خانم ها کسب اطلاع کنید؟ بالاخره نیمی از آدم های دنیا خانم هستند و بالاخره نیمه ی شما هم یک خانم خواهد بود. نادیده گرفتن احوالات و حقوق نیمی از اجتماع گریبان نیمی دیگر را هم خواهد گرفت. فکر نمیکنید راهکاری که برای آقایان می دهید ربطی هم دارد به خانم ها؟

    ببخشید آقای دیانی
    بار آخرم خواهد بود که جوابگویی سایر دوستان کامنت گذار می پردازم. چون از اصل نوشته ی شما دور میشویم کم کم

    خواهش می کنم . استفاده می کنیم . همین

  5. ناهید

    آقای م
    اتفاقن ازدواج موقت برای شما خوبه ، که برای حفظ عفتتون و چشیدن شیرینی ایمان، متوقع نشوید که تلویزیون زن نشون ندهد و دانشگاه مختلط نباشد و الخ. یعنی منظورم این بود که برای جامعه ی سالم لازمه که نیاز جنسی شما به روش شرعی اش رفع شود تا حضور زنان در جامعه دوشادوش مردان مایه تحریک جنسی شما و از دست رفتن ایمانتان نشود و نیز باعث ظلم در حق زنان کشور نشوید.
    شما مطمئنید در یک جامعه ای که زنانش کمتر در انظار عمومی حاضر می شوند و سراپا پوشیده هستند، مثلن افغانستان زمان طالبان یا حتا همین عربستان سعودی، عفت عمومی خدشه دار نمی شود؟ شما مطمئن هستید که مردان این جوامع طعم شیرین ایمان! را به جایزه ی خفه کردن زنانشان، دریافت کرده اند؟ در این جوامع تجاوزبه عنف و بچه بازی وخیانت به همسر و تعدد زوجات به قیمت خون دل زنان رایج نیست؟
    حیا فضیلتی برای همه است، اما شما ایمانتان را لطفن منوط به حیای زنان نکنید. ترویج حیا که به آن اشاره می کنید فقط برای زنان نیست برای مردان هم هست

  6. م

    بسم الله لرحمن الرحیم
    با سلام و تحیات خدمت حاج آقا دیانی.
    خدمتتون عارضم که با وجود حلیت ازدواج موقت، حقیر سراپا تقضیر که اتفاقا هم مذکر هستم و هم دانشجو و هم مجرد و هم یه لا قبا و هم مسلمون و معتقد و از هر زاویه ای که نگاه کنید تو این شرایط ازدواج مجدد شما جامع و مانع و … هستم، ولی جسارتا فکر نمی کنم این راه حل درست قضیه باشه. آقا نمیشه که تلویزیون جمهوری اسلامی روزی بیست مورد خانم های مختلفو با پوشش های مختلف و با حرکات و سکنات متنوع به خورد جوونای این مملکت بده، بعد شما بگین که این مسایل و مشکلات از نبود ازدواج موقته. نه عزیز برادر! راه حل این مشکلات کم کردن محرکاته. یکی از این محرکاتم همین دانشگاه مختلطه.
    مقاله ی شما خیلی شاعرانه و قشنگه در این مورد : “نفس و نگاه و لبخند و بوسه و .. ” . یعنی چی حاج آقا ؟ ناسلامتی ما تو این دینمون محرم و نامحرم هم داریم آخه. اگه قرار باشه انقده راحت با نگاه و لبخند برخورد کنیم، بعدش هم به هرکسی مجوز شرعی بدیم که پشت هر نگاه و لبخندی بخواد دو ساعت هم ازدواج موقت ببنده که آجر رو آجر بند نمیشه که. پس تکلیف حیا و حفظ بصر و این حرفا چی میشه؟ کی گفته ازدواج موقت بهترین راه حله ؟ مگه نه این که خدا گفته شما عفتتونو حفظ کنین ، منم شیرینی ایمانو بهتون بچشونم؟ پس کی باید برای این فرهنگ سازی کرد؟ من بع عنوان کسی که با تمام وجودم مشکلات اون دریایی رو که فرمودین درک کرده م ، میگم که این دریا رو با یکی دو تا صخره نمیشه آرومش کرد. اصلا شما حساب کردین که تو این پونزده سالی که فرمودین یه نفر به چند تا از این صخره ها احتیاج داره؟ فکرشو کردین که بعد از این همه صخره ی متنوع چه جوری میشه دریا رو به یه دونه شون قانع کرد؟

    راه حل ما فقط و فقط کم کردن فاصله ی بلوغ و ازدواجه، و ترویج حیا.
    والعاقبه للمتقین

  7. سلام
    میل جنسی در زنان و مردان متفاوت است پس حقوق آنها نیز در این امر متفاوت است. تعجب می کنم از کسانی که تا ازدواج مجدد یا موقت مطرح می شود خواستار حقی مشابه برای زنان هستند.
    نکته دیگر این است که باید واقعیتهای موجود را در نظر گرفت. رابطه های نامشروع میان دختران و پسران رو به افزایش است و اگر ازدواج موقت میان آنان نباشد احساس گناه و شکستن قبح آن یا خطاهایی که دو طرف در این رابطه های مخفی می کنند و از این قبیل نتایج زیان بخشی در پی خواهد داشت. چه اشکالی دارد که پدر و مادر دختر و پسر وقتی از علاقه آنها به یکدیگر در سنین مدرسه باخبر می شوند با نظارت دو خانواده رابطه آنها به صورت محدود و با شرایطی شرعی باشد نه رابطه مخفیانه و نامشروع.
    در سنین بالاتر نیز معمولا خانمها به این توجه ندارند که بخش مهمی از مشکلات ازدواج دائم که پسرها را فراری می دهد به آنها و خواستهای متنوع آنها برمی گردد پس برای تسهیل در ازدواج دائم آنها خودشان هم نقش مهمی دارند و الا مردان را به سوی روابط دیگر سوق خواهند داد.
    در زوابط اجتماعی و مقوله حجاب و عفاف هم نقش کنترل کننده خانمها در مورد هم جنسان جوانترشان بیش از مردان و نهادهای حکومتی است. به عبارت دیگر در حادثه ناخوشایند حتی در دعواهای مردانه همیشه پای یک زن در میان است.
    باید قبول کنیم که غربیها برای زندگی حداقلی مادیشون هم آموزشهای لازم را می بینند و هم داروها و روشهای لازم را بلد هستند و ما برای زندگی حداکثری معنویمون نه آموزشهای لازم را می بینیم و نه روشها و داروها را داریم. تازه آنچه داریم هم این بلا سرش می آید.
    در آخر روایت امیرالمومنین است که اگر ازدواج موقت توسط خلیفه دوم حرام نشده نبود کسی زنا نمی کرد الا شقی.
    مساله گناه کردن یا نکردن است که متاسفانه اینقدر در جامعه به انواع گناهان آلوده هستیم که اگر راه حلی هم ارائه شود آن را در مرداب منیت ها و غرورها و تمایلات درونیمان دفن می کنیم.
    و در نهایت اگر عده ای با عملکرد خود این سنت زیبا را خراب جلوه داده اند دلیل بر بدی آن یا غلط بودن آن نیست. مگر در ازدواج دائم و طلاق و روابط اقتصادی و از این قبیل همه درست عمل می کنند یا همه غلط. چه بسا ازدواج دائمی راهی برای رسیدن به کمال باشد و چه بسا در زندگی کسی طلاق این نقش را ایفا کند.
    چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.

  8. با سلام و تشکر از مطلب طولانی‌تان! نقدهای فراوانی بر این موضع دارم که خواهم نوشت و به هابیلیان خواهم داد. پیش تر هم در باب حرام اخلاقی و حلال فقهی! نوشته ام! به زعم بنده موضع دین این نیست که شما گفته اید و دین ازدواج موقت را برای مواردی خاص خواسته است و منطق دین در امر جنسی معلوم است. چه رسد به اینکه بخواهد برای دانشجویان مجرد نیز توصیه کند و … خواهم نوشت ان شاء الله. التماس دعا

    هر چند به عقیده ی من هم منطق دین در این زمینه بسیار واضح و معلوم تر از آنست که برای پاسخگویی به نگاه هایی همچون نقطه نظر حضرتعالی دغدغه خاطر مستندات و مؤیدات روایی و سیره ای را داشت اما اتفاقا در نوشته ای که زحمت خواندن آن را کشیده اید به هیچ عنوان بنا بر استفاده و طلب مدد از آن ها نبوده است . همین

  9. مقداد

    سلام ، مطالب بالا از نظر کلی صحیح بود ولی باید فرهنگ سازی درستی بشه. البته این مشکلیه که در همه زمینه ها داریم.
    نظر اولی (ماندانا) هم به نظرم دغدغه همگانیه که ازدواج موقت براشون درست تبیین نشده.
    آقا مسعود این وظیفه آقایون روحانیه (و البته طبقه روشنفکر جامعه). باید از یه جایی شروع کرد تا بدتر از این نشده.
    ( ماندانا) گفته بود شما حاضرید خواهر و دختر خودتون ازدواج موقت کنند….. باید گفت هر کس ازدواج موقت را قبول داره لازمه اش این نیست که حتماً خواهر و دخترش باید ازدواج موقت کنند. بلکه باید ازدواج موقت به درستی نهادینه بشه که هر کس از مرد یا زن واجد شرایط بتونه از راه حلال و شرعیش ارضاء بشه…….. فرهنگ سازی، فرهنگ سازی و فرهنگ سازی و نیاز امروز ماست…

  10. ع . ق

    لایحه پیشنهادی آنی جهت حمایت از خانواده

    راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند

    انواع ازدواج های پیشنهادی:
    * ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.
    * ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.
    * ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.
    * ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.
    * ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.
    * ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.
    * ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.
    * ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.
    * ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.
    * ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

    این (نمیدونم چی چی ) را یکی از هم دانشگاهیان برایم بصورت میل فرستاده بود …من هم برای “همین ” فرستادمش !
    راستی فرق “چنانکه منم” و ” بی زبان که منم ” چیست ؟
    آیا باید خودم می فهمیدم ؟

  11. ع.ق

    سلام
    مقاله تان را در مجله هابیل خواندم . جناب دیانی ابتدای نظر خود را در قالب نقل قولی از دکتر بانکی شروع میکنم :
    ازدواج موقت حکم پله ی اضطراری رو داره … هرگز و هرگز و هرگز آرامشی رو برای طرفین به دنبال نخواهد داشت …
    جناب دیانی اگر ما به دنبال آرامش جسمی و روحی برای خود و جامعه مان هستیم بدیهی ست راه حل شما نه تنها این قدر صریح که به نظر من با کلی تبصره هم مورد پسند جامعه ی مدرن گرا نخواهد بود…اسلام از آنجا که فکر همه جا را کرده ازدواج موقت را هم برای نرفتن به ناکجا آباد قرار داده اما شماقضیه را به گونه ای مطرح میکنید گویی این بهترین راه است و جامعه ی ایرانی عمری را در غفلت از این حکم شرعی به سر می برده !!!
    فرد ایرانی(با فرهنگ ایرانی) پایبند به نظام خوانواده خود را در زندانی اسیر نمی کند که بخواهدپس از آن با سندی ولو شرعی حکم آزادیش صادر شود.
    یا علی

  12. رهگذر

    با سلام و خسته نباشید.
    در نوشته وزینتان فرموده بودید” اگر شرایط اجتماعی فقط و فقط کمی مهیا گردد.” احتراما عرض می کنم تصور اینجانب این است که اگر شرایط اجتماعی اساسا کن فیکون گردد،ممکن است پیشنهاد شما قابلیت عملیاتی شدن را پیدا کند.
    چندان که در مقاله تان نیز مشهود است مخاطب این راه حل قشر روشنفکر نیستندیعنی به عبارتی طیفی که مشکل خود را با مساله بکارت حل کرده اند به علت نوع نگرش و ژست روشنفکری و از دین بریده خود، راه حل شما را برنمی تابند. پس می شود گفت مخاطب اصلی این راهکار همان طیفی است که هنوز مفهوم بکارت از نظر او موضوعیت دارد. همان طیفی که حتی مذکران گناهکارشان به دنبال مونثان پاکیزه می گردند. تصور می کنم تغییر این فرهنگ ارزشمند بودن بکارت و جایگزینی آن با ازدواج موقت ( مستحضرید که، برای هر دو جنس) فارغ از آن که بسیار دور از دسترس می نماید، دارای تبعات غیر قابل انکاری هم هست ؛ مثلا این که آن دسته ای هم که روزگاری مسیر تقوا در پیش گرفته بودند با تغییر شرایط اجتماعی ، به جایگزینی روش برخورد با معضل جنسی خود خواهند پرداخت و نا گفته پیداست که برخی فجایعی که در بالا به آن اشاره کردیدمثل داستان سقط جنین یا ایدز و سایر بیماری های جنسی کماکان راه خود را ادامه خواهند داد و راه حل شما را دور خواهند زد. به عبارت ساده تر تصور من این است که این راه حل ( با توجه به جامعه هدفش) نه تنها مشکلات جنسی موجود در جامعه را که در بالا بدان اشاره کردید رفع نمی کند، بلکه طیفی از جامعه را که بنا به آموزه های دینی مسیر تقوی پیش گرفته بودند را هم به سمت این مشکلات هدایت کرده و نهایتا بر بار این مشکلات خواهند افزود.
    در ضمن بد نمی دانم صحبتی از حجه الاسلام تقوی( اگر اشتباه نکرده باشم) را برایتان نقل کنم. ایشان معتقد بودند از اساس مفهوم دوستی جنسی خارج از ازدواج در اسلام وجود ندارد و علت خود را آیه ” و لا متخذی اخدان” می دانستند.
    و یک موضوع دیگر: داستان خفاش شب، فاجعه پاکدشت، یا تجاوز در اصفهان، اینها هیچکدام با راه حل فوق درست شدنی نیست، حتی فکر نمی کنم ریشه اصلی هیچ کدام از موارد فوق جنسی باشد، تصور می کنم بروز و ظهور خشونت طلبی فرد به صورت جنسی بوده است و احتمالا راه حلش را از اساس باید در جای دیگری جستجو کرد.
    پایدار باشید

  13. الهام

    در باره مطلب جناب مظاهری کامنتی گذاشتم که شاید بی ارتباط با مطلب شما نباشد. اما درباره ازدواج موقت. راستش هرچی فکر میکنم نمیتوانم به نتیجه مشخصی برسم. سعی میکنم از منظر یک زن نگاه نکنم. از منظر یک انسان نگاه کنم. چند واقعیت موجود این است که:
    ۱_ میل جنسی را نمیشود نادیده گرفت
    ۲_ نمیشود از همه انتظار داشت که صبر پیشه کنند روزه بگیرند و…
    ۳_ ارتباطات بین زن و مرد بنا بر اقتضائات زمان افزایش یافته و این مسئله به تمایلات جنسی و تحریکش دامن میزند
    ۴_ به همان دلیل بالا (اقتضائات زمان) نه دخترها را میشود نه سالگی شوهر داد نه پسرهارا هفده سالگی
    ۵_ بسیاری از مردان متاهل چه بخواهیم چه نخواهیم سراغ سکس خارج از خانواده میروند
    چه میشود کرد.ازدواج موقت. ایا میتوان طوری فرهنگ سازی کرد که خانواده ها رضایت دهند که دخترانشان به عقد موقت مردان درایند(فرمودید همانطور که به نیاز خورد و خوراک فرزندانتان اهمیت میدهید به نیازهای عاشقانه اشان نیز). ایا می توان طوری فرهنگ سازی کرد که مردان برای ازدواج دائم به بکارت و دست اول بودن دختران اهمیت ندهند ودخترانی که قبلا به دلیل ارضا نشدن تمایلاتشان و یا مخالفت والدینشان و سختگیریهای فرهنگی فراری میشدند ، خود ارضایی می کردند، خودکشی میکردند حالا به دلیل رانده شدن از جامعه و نبودن امکان ازدواج دائم دست به همان کارها نزنند. ایا میتوان طوری فرهنگ سازی کرد که خانواده ها دخترانی را که به عقد موقت پسرانشان در می ایند فاحشه و زن خراب نپندارند. من امیدوارم همه اینها اتفاق بیفتد اما بسیار بعید میدانم و امید ندارم لا اقل به این زودیها. فرض کنیم این اتفاقها اقتاد. با شماره پنج چکار می شود کرد. ایا ازدواج موقت را برای مردان متاهل توصیه میشود کرد. اگر به هر زنی بگویید که ترجیح میدهد شوهرش با یک فاحشه بخوابد یا عقد موقت اولی را انتخاب میکنند. تردیدی نیست ازدواج موقت تهدیدی برای بنیان خانواده است. درحالیکه فاحشه خانه شاید برعکس عمل کند. وقتی مردی با فاحشه ای بود نه نشانی از فاحشه به جا می ماند نه ساعتی که مرد سپری کرده. اما ازدواج موقت ممکن است به رابطه عاطفی بیانجامد. و ازدواج مجدد دائم. اگر مرد نخواهد پیامدهای ازدواج دائم مجدد را بپردازد خوب رابطه تبدیل میشود به رابطه ای که شاید ازدواج اول را تهدید کند.
    از طرف دیگر علاوه بر زنی که شوهرش ازدواج موقت کرده و اسیب خواهد دید مطمئنا زنی دیگر وجود دارد که ازدواج موقت کرده. ایا ازدواج موقت برای این زن مفیدتر است یا رابطه غیر شرعی. مطمئنا ازدواج موقت با مزایایش انهم اگر رسما ثبت شود. لااقل فرزندش ارث میبرد و اگر طرف پولش را یا همان مهریه را نداد قانونا میتواند پیگیری کند(هر زنی میتواند خودش را طوری تصور کند که شرایط او را مجبور به ازدواج موقت کرده)درضمن نمیتوان توصیه کرد خوب چنین زنانی با پسران مجرد ازدواج موقت کنند که انوقت سر دختران مجرد بی کلاه می ماند.من راه حلی برای این مشکل ندارم از یک طرف واقعیت مردانیست که وجودشان را نمیشود انکار کرد که بالاخره چه در ایرانش چه اروپایش رابطه خارج از ازدواج رسمی را خواهند داشت. از طرفی خانواده های ازهم پاشیده راخواهیم داشت و یا اگر از هم نپاشد زندگی با تنفر و افسردگی ادامه خواهد داشت.
    اما مسئله دیگری هم وجود دارد و آن به رسمیت شناختن حق مردان در براوردن نیازهای جنسیشان علی رغم داشتن همسر دائم است اما این برای زنان به رسمیت شناخته نمیشود که هیچ انجامش برای زنان سختترین مجازات دنیا یعنی سنگسار را به همراه خواهد داشت. و به نظر من این بی عدالتی محض است و فرقی نمیکند که این بی عدالتی را چه کسی و چگونه بر زنان تحمیل کرده. من معتقدم شاید اگر مردان این حق را هم برای زنانشان به رسمیت بشناسند دیگر هوس ازدواج موقت به سرشان نزند.

  14. احسان شجاعي

    مساله نیازهای جنسی همانطور که به درستی گفته ای از مهمترین نیازهای طبیعی انسانی است که متاسفانه در کشور ما وضعیت دردناکی دارد… گفتم در کشور ما چون در غالب کشورها به تناسب فرهنگ و ساختارهای اجتماعی خودشان مشکل را تا حدودی حل کرده اند و راهی جلوی پای نیازمندان باز کرده اند . در کشور های عربی شیوه ازدواج بسیار راحت است و مساله چند همسری در فرهنگشان حل شده است. در کشور های غربی روابط جنسی بنا بر اصل آزادی های فردی مساله ای کاملا حل شده است. علاوه بر رابطه های دوستانه عاشقانه و به تبع جنسی ، وجود مراکز ارتباط جنسی به اقسام مختلف وجود دارد. (البته این مورد در کشورهای زیادی دیده می شود)… خلاصه اینکه در اکثر کشورها به تناسب ، راهی برای ارضای غریزه جنسی وجود دارد که کاری به درست و غلطش نداریم. ولی در کشور ما متاسفانه در وضعیت فعلی هیچ را حل رسمی و علنی برای پاسخ به این نیاز وجود ندارد و جوانان از راه های زیرزمینی و خود ارضایی .. خود را تخلیه می کنند. وضعیت در مورد دختران به مراتب اسف بار تر است.
    بدبختی اساسی و مشکل اصلی ما که بسیاری از مشکلات به آن باز می گردد به نظر من آن است که مابین سنت و مدرنیته گیر کرده ایم. مدرنیته با هزار بند وبیلش آمده… با صنعتش، با فرهنگش، با سینما ، با اینترنت ، با ابزارهای پیشرفته پورنو گرافی، با ماهواره ، با زندگی سخت ماشینی ، با آپارتمان نشینی، ووووبا هزار چیز دیگر و ما می خواهیم در سنت پاسخی برایش بیابیم. نمی شود. این پیچ با این مهره چفت نمی شود. راه حل چیست را من نمیدانم ولی میدانم راه دشوار وسخت است و به این راحتی ها نمی توان برایش چاره جست.

  15. بي دل

    سلام . آقا مسعود
    حاجی فکر کنم با لهجه قمی اش به دهنت مزه نکرده که با مزه تهرونی طلب می کنی !!!!
    از اساس با تقسیم بندی ات مشکل دارم چرا فقط دو پیشنهاد وجود دارد یا صبر و عفت یا ازدواج موقت !!!
    ایا ایجاد بسترهای ازدواج اسان و دانشجویی وطراحی مدل هایی مشابه برای جوانانی که به دوران سربازی قدم می گذارند و کمک های مستقیم مالی دولت در قالب واگذاری مسکن های اجاره ای برای ۵ الی ۱۰ سال با اجاره های ناچیز و قس علی هذا که مشکل را ریشه ای حل کند را ه گشا تر و آسان تر از ترویج ازدواج موقت نیست !
    ازدواج موقت مثل هر کار فرهنگی دیگر نیاز به بستر سازی در لایه های فرهنگ سنتی و دینی و قومیتی دارد که خود می دانی در کار فرهنگی نهاد های فرهنگی چقدر ضعیف اند و عاقبت امر به آن جا ختم می شود که بی قیدی و لا ابالی گری جنسی با سرعتی مافوق تصور از آن چه امروز در لایه های پنهان و غیر پنهان جامعه وجود دارد در جامعه گسترش و عرف می گردد . ما همواره دنبال ساده ترین هستیم چه مسئولین چه روحانیون چه دولت چه مجلس چون حال کار ندارند تنها گزینه های موجود را یا عفت و صبر یا ازدواج موقت می نامند اما اگر همت داشته باشند و کمی خرمالو بخورند یا …..با یک برنامه ۵ ساله این مشکل قابل مرتفع شدن برای همیشه است .
    چون بهتر می دانی آن که یک بار مزه ازدواج موقت را چشید بارها خواهد چشید و هیچ گاه تن به مسئولیت زندگی نخواهد داد و مردان کام جویند و زنان زیبا پول اندوزند و در میان سالی خودکشی اعتیاد و پیر فاحشه ها یی در گوشه گوشه خیابان ها خواهند بود و دختران جوان عفیف نیز به هیچ مردی اعتماد نتوانند کرد و دامنه مشکلات در زندگی ها فراوان شودوالخ آن هم نه به علت مسائل فرهنگی بل به علت روحیات زنانه .
    من مخلص همه اخوند ها و دغدغه داران هستم خواهش می کنم جان امام و شهدا دست به این قضیه نزنند بگذارند جامعه به هر سمت می رود خودش برود خواهش می کنم اگر …. کار کردن نداند این قضیه را هل ندهند با تصمیمات از سر شهوتشان.
    حاجی از این جا به بعد چون دارای الفاظ سانسوری است نمی نویسم اما نثار مجلسیان و دولتیان یک دو جین از اون فحش هایی که می دونی ……فلان فلان فلان فلان
    و البته نثار تو هم یه شش و قوری که نون اخوندی خوردی و پیشنهاد های اخوندی می دی مردک اخوند !!!!!!!

  16. ببخشید که هنوز این متن را نخوانده ام.این چند بیت
    وهزار دعای دیگر مربوط می شود به فاصله ی یک مغرب واعشا، برای کسی که قلمش بوی حرف دیگران
    نمی دهد وتنهایی را از آدم می گیرد.
    می دانم ضعفش ازبزرگواری وبخششتان کمتر است:

    توبه می کند کسی از تمام رنگ ها
    ای خدای رود ها ای خدای سنگ ها

    ***
    مؤمنی میان این زاهدان خشک مغز
    مؤمنی میان این کشته ی فرنگ ها

    شاخه ی گلی شد و چشم ها ندیدنش
    بین ازدحامی از لوله ی تفنگ ها

    هر چه نور می دمد خامشی نمی رود
    جنگ جنگ کورهاست،جنگ جنگ ها

    ***
    ای خدا نگاه دار ، آهوان دشت را
    بین بیشماری شیرها،پلنگ ها

  17. ناهید

    خطاب به خوانندگان ، فاطمه و ماندانا
    من فکر می کنم اگر هر کس عقیده و راه حل ایده آل خود را بعلت ناهمخوانی با وضعیت جاری جامعه کنار بگذارد، هیچ تغییری رخ نخواهد داد. اگر هر یک از شما که پدران و مادران آینده ی جوانان این جامعه هستید از حالا بگید نمیشه نمیشه، هیچوقت نخواهد شد!
    گمان می کنم با ازدواج موقت برای جوان ها مخالفید، با ازدواج در سن بالا مخالفید، با ازدواج قبل از بلوغ اجتماعی و با هماهنگی بزرگان خاندان مخالفید، با روابط نامشروع و سکس آزاد مخالفید، میشود بگویید راه حلتان چیست؟

  18. ماندانا

    پاسخی صریح ندادید آقای دیانی. هرچند با استفاده از کلمات زیبا فضای تخیلی ای ترسیم کردید!

    تائید نمی کنید که دختران مجرد در این داستان رواج ازدواج موقت شدیداً ضربه می خورند؟ که دیده نمی شوند؟ که مثل همیشه فراموش می شوند؟
    تائید نمی کنید که حتی خود شما هم در این نوشته منظورتان از “رفع مشکلات جنسی جوانان” همانا رفع مشکلات جنسی پسران و مردان است؟ اگر نه اینطور است چرا یکی از این قائلین به ازدواج موقت یک بار هم مقاله نمی نویسند، سخنرانی نمی کنند درباره اینکه ازدواج موقت برای دختران هم هست. چرا همه قضیه را حداکثر حواله می دهند به فرهنگ سازی؟ فرهنگ سازی هم که می دانید در جامعه ما چه معنایی دارد؟ فرهنگ سازی یعنی خودش خشک میشه میفته!!
    چرا همین خود شما به این سوال پاسخ ندادید که حاضرید زنی که قبلا بکارتش را در ازدواج موقتی از دست داده ازدواج کنید یا نه؟

    دختری را می شناسم که یکبار به عقد مردی درآمد و به علت مشکلات روانی مرد مجبور به طلاق شد، انهم دوماه بعد از ازدواج و بدون هیچ تماسی. خواستگاران بعدی دختر به محض شنیدن چنین موضوعی ناگهان غیب می شدند! در یک چنین جامعه ای زندگی می کنیم آقای دیانی.
    جامعه ای با دره های عمیق تبعیض میان زن و مرد.

  19. فاطمه

    از طرفی به پاسخ شما به خانوم ماندانا فکر می کنم و این که وووه ایجاد این دید، این نگاه در چنین جامعه ای که توصیف شد،با چنان فرهنگ نهادینه شده در پوست و خون افرادش آیا ممکن است؟ و این که ووه آیا این که نهادی متولی ایجاد چنان تغییری شود، قابل تصور است؟؟!!
    از طرفی هم فکر می کنم حتی با تصور ایجاد جامع ای با چنین فرهنگی و مردمانی با این دید…باز هم…باز هم چقدر آسیب پذیر خواهند بود دختران…به اشتباهی شدن ها فکر می کنم…
    امیدوارم متوجه منظورم شده باشید
    اگر نه بیشتر توضیح خواهم داد.

  20. .

    من با اصل حرف شما موافقم. ازدواج موقت یک ظرفیت درون دینی است برای جامعه ی ما. فقط بهتر است کمی کاربردی و عملیاتی تر هم حرف بزنید. حدس میزنم که شما هم مثل من با ازدواج موقت برای افراد متاهل بعنوان مخلفات خوشمزه و اضافه ی زندگی جنسی شان مخالف باشید و با ازدواج موقت برای دختران باکره موافق.

  21. ماندانا

    “همه ی انچه که تاکنون در وجه مخالفت با ازدواج موقت گفته شده است دغدغه هایی هستند که باید برای آن ها به چاره اندیشی نشست نه اینکه با بردن نامی از آن ها و ترسیم یک فضای مبهم و غبار آلود اصل ازدواج موقت را زیر سوال برد ! وضع قوانین ، آموزش ، فرهنگ سازی و اموری از این دست بسیاری از این دغدغه ها را به راحتی پاسخ می دهند .”

    هه! به راحتی!!
    شما مردان تنها به فکر رفع نیازهای خود هستید.
    در این ماجرای ازدواج موقت هم تنها و تنها دختران مجرد هستند که متضرراند.

    خود شمایی که از قید به راحتی استفاده می کنید حاضرید دختری که در اثر ازدواج موقت بکارت ندارد به زنی اختیار کنید؟ حاضرید خواهر یا دخترتان برای ارضای نیازهای خود ازدواج موقت کند؟

    من متاسفانه خواهر ندارم اولا . دوما اگر هم خواهر داشتم خود را رییس و صاحب او نمی دانستم که رضایت یا عدم رضایت خود را در این باب مهم بدانم ، در باره ی دختر نداشته ام هم باز هم این مسئله را مربوط به خود او می دانم ، اما اگر به هر نحوی تحقق خواسته ی او به رضایت من بستگی داشته باشد هیچ ابایی از اعطای اجازه ی چنین روابطی به او نداشته و نخواهم داشت . یک پدر همانقدر که مسئول تأمین آب و نان فرزندانش هست در مقابل کام آن ها نیز مسئولیت دارد ، آموزش های لازم را به او از طرق مختلف خواهم داد و سعی می کنم شرایط را برای یک کامجویی عاشقانه و بی حاشیه و البته مطابق با آموزه های دینی به خواست خودش برایش فراهم کنم . همین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *