تلاش های بیهوده ۶

استاندارد

بسم الله الرحمن الرحیم
محمد نوری زاد در بند هشتم از آخرین نوشته ی خود مطلبی آورده است که برای من حائز اهمیت ، سؤال بر انگیز و کمی تا قسمتی ابری شک آفرین است و آن اعتراض به عدم موافقت با برگزاری نماز جمعه ی اهل سنت در تهران است . من از چند زاویه قصد دارم به این مطلب نگاه کنم .
اول : اگر محمد نوی زاد را از نزدیک نمی شناختم و نمی دانستم که او توان سیاست بازی را ندارد و مرد سیاست نیست و توان آن را ندارد که اجازه ندهد آنچه در دلش می گذرد بر زبانش جاری نشود و از چشمانش خوانده نشود با خواندن این مطلب به طور قطع اعلام می کردم محمد نوری زاد کما فی السابق بسیجی از خود گذشته ی نظام و رهبری ست که با از جان گذشتگی و زیر پا گذاشتن آبروی خود قصد ادای دین به انقلاب و ارزش ها را دارد ! برای اهل فن ( اهل بخیه ! )  پر واضح است که ارائه ی چنین پیشنهادی از طرف شخصیتی همچون او آن هم بلافاصله پس از حضور  در قم و دیدار با دو تن از مراجع سبز ( آقایان بیات زنجانی و صانعی ) در کنار تاختن بی مهابا به سایر مراجع و روحانیت حوزه چه توابعی برای جنبش سبز می تواند داشته باشد . جریانی که از امتیازات و نقاط قوت خود در یکسال گذشته به جلب نظر مراجع سنتی همچون آقایان وحید خراسانی ، صافی گلپایگانی ، شبیری زنجانی و جریاناتی همچون مکتب تفکیک و حوزه ی نجف اشاره می کند لابد می داند که چنین پیشنهادات تند و افراطی  چه تاوان و هزینه ای برای آن ها خواهد داشت ! آیا از مرجعی که اتفاقات یک سال و اندی گذشته را تاوان اجازه ی اعلان اذان بی شهادت به ولایت در کردستان می داند !!! می توان انتظار سکوت و بی تفاوتی در مقابل پیشنهاد اقامه ی نماز جمعه ی اهل سنت ( تند ترین و افراطی ترین پیشنهاد و خواسته ی مطرح شده در سال های اخیر را ) داشت !؟ ماجرایی خواهد شد برای خودش که باید نشست و نگاه کرد ! خب محمد نوری زاد سیاستمدار نیست و سبزهایی که از قلم آتشین او لذت می برند و مدام آتشش را تند تر می پسندند باید در پای لرز این خربزه هم بنشینند و از طرف او پاسخ بشنوند که رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار !؟ کار ملک است آنکه تدبیر و تأمّل بایدش ! از نگاه من اگر از زاویه ی سبز به این صحبت نگاه کنم حرفی بود در غایت مصلحت نابینی ، اگرچه پیش از این نیز جریان اصلاحات جسته و گریخته تمایل خود را به استفاده از پتانسیل اهل تسنن اعلام کرده بود اما همواره این گونه تبلیغات در آستانه ی انتخابات مطرح می گردید و آن هم نه اینقدر صریح و واضح و تند و بی پروا ! به هر حال باید نشست و باقی ماجرا را نظاره کرد


دوم :
اما از این حاشیه ها که بگذریم ،  در پس این خواسته ، مسئله ی مهم و بغرنجی مطرح است که باید آن را به بحث و تبادل رأی و نظر گذاشت و درمورد آن اندیشید و تأمل کرد ! و آن این که چنین خواسته ای را چگونه می توان توجیه کرد !؟ آیا باید از استدلال ها و آموزه های درون مذهبی برای توجیه و دفاع از چنین خواسته ای بهره جست !؟ آیا اصول اخلاقی تجویز کننده ی چنین پیشنهادی خواهند بود و آیا می توان از استدلال های اخلاقی در دفاع از این خواسته استفاده کرد !؟ آیا با دیدگاه سکولار می توان به چنین تقاضایی تن داد !؟ آیا با دیدگاه لیبرال می شود از تقاضای اقامه ی نماز جمعه ی اهل تسنن در تهران دفاع کرد و به آن رضایت داد !؟ آیا چنین پیشنهادی با دموکراسی سازگار است و پرسش هایی از این دست . پاسخ نویسنده به این پرسش ها منفی ست و چنین تقاضایی را یا به اعتراضی خشمگین و کور تقلیل می دهد و یا تصوری خام ، آرمانی و رؤیایی از آزادی ، اخلاق ومذهب  …..

به یاری خدا ادامه دارد ….

همین

مطالب مرتبط :

بدمستی با محمد نوری زاد ( دوسال پیش )

9 دیدگاه در “تلاش های بیهوده ۶

  1. علی

    به نظر بنده این که اهل تسنن مسجدی برای خود داشته باشند برای نماز یومییه مانعی ندارد اما داشتن نماز جمعه اهل تسنن در تهران اشتباه محض است
    یا صاحب الزمان شرمنده ایم از این بی غیرتی ها

  2. سوال کننده

    سلام،
    من درست متوجه نشدم اشکال حرف نوریزاد کجاست. منظور شما این است که او به اتفاق سبزها علناً از تسنن خواسته است به آنها بپیوندند و ساخت مسجد و برپایی نماز جمعه کمک به این خواست است؟ او از حق برپایی نمازشان دفاع کرده و در کنارش یک تلنگر هم به شیعیان مدعی ایران زده که اگر قرار باشد روزی مراسم خود را در مصلّی برگزارکنند رسوایی به بار خواهدآمد.
    من نوشته های قبلی شما را نخواندم، شما با این کار(ساخت مسجد وبرپایی نماز جمعه) مخالفید؟

  3. سلام
    این که اهل تسنن مسجدی برای خود داشته باشم فکر نمی کنم خیلی سخت باشد، بهر حال در هر جامعه آزادی برای عبادت دین های خدایی باید راه و درگاهی باشد.
    اما برپاکردن نمازجمعه یعنی تبلیغ ، این دیگه یکمی خطرناکه و من موافق این نیستم که بفکر کنم ۱۰۰ البته که موافق هیچ کسی نیست.

    سخن حتی از بر پایی نماز جمعه توسط اهل سنت نیست چرا که در حال حاضر هم در مناطقی که سنی نشین هستند نماز جمعه اهل تسنن برگزار می گردد بلکه سخن از برگزاری نماز جمعه ی اهل سنت در تهران است . همین

  4. امین

    برگزاری نماز جمعه اهل سنت که هیچ برگزاری آزادانه مراسم مذهبی بهاییان هم حق مسلم آن هست و باید در پایتخت برگزار شود. اگر گروهی از مردم هم بودایی شدند و دوست داشتند تمپل بودایی هم در تهران باید تاسیس شود. آقای پدرزن و غیره هم می قطعا مجاز به پیاده روی سالانه خود در قم در سالگرد شهادت حضرت فاطمه خواهند بود. هر کسی آزادی مذهبی خواهد داشت ولی هیچ کس حق آزار و زورگویی و خفه کردن نخواهد داشت حتی اگر پدرزن باشد. هیچ کس خانه صوفی و مسچد سنی و بیت العدل خراب نخواهد کرد.
    در نیویورک بحث سر این است که در نزدیکی محل برجهای تخریب شده مسجد ساخته شود و اینجا ما باید دلمان بلرزد که آقای پدرزن از جنبش سبز حمایت نکند. هزار سال نخواستیم حمایت ایشان را و نظرات بی پایه و ضعیف شان را که فقط به زور سلاح و خفه کردن قادر به حفظ مذهب هستند نه با استدلال و جدال احسن.

  5. مهدی

    سلام
    من هم نفهمیدم منظور شما از این نوشته چه بود
    ولی این رو باور کنید که جنبش سبز یک حقیقته درناک برای حاکمیت ظلم و جور
    و این ظلم وجور به زودی رفتنی است
    حکومت اسلامی نابود شدنی است
    باید دمکراسی را قبول کنید
    به امید نابودی کامل ولایت فقیه

  6. ما که نفهمیدیم این نوشته ی شما چه ربطی به نوشته ی آقای نوری زاد داشت. ولی از آنجا که آقای نوری زاد را به طور تلویحی “تندرو” دانسته اید باید محضر شریفتان عرض کنم که نه خیر دوست گرامی؛ شما کمی کند تشریف دارید.
    سبزها یکسال است منتظر پیوستن مراجع دیگر به جنبش اند و همچنان نیز آغوش ملت به روی آقایان باز است. اما واقعن فکر می کنید آقای وحید خراسانی، پدرزن جناب قاضی القضات، دغدغه ی ملت را دارند؟ ایشان اگر دلشان اندکی به حال مردم (یا حتی اسلام) می سوخت تشری به این داماد می زد که این چه وضع دادرسی است که هر روز ستمگر تبرئه می شود و مظلوم متهم؟
    نه خیر دوست عزیز، مردم منتظر امر آقایان نیستند برای مبارزه با جور و ستم. اگر پیوستند که نام نیک و اجر اخروی را برای خود خریده اند (آنچنان که می بینیم چگونه آیت الله العظمی منتظری در دل مردم خانه دارند). اگر هم زر و زور و قدرت و مکنت را ترجیح دادند که خداوند به راه راست هدایتشان فرماید.

  7. سلام جناب دیانی عزیز
    باور کنیدمن با مطالعه ی دقیق نوشته شما ، به مقصود شما پی نبردم . و از آنجا که شما را فردی دانا و منصف می دانم ، نتوانستم : داشتن مسجد در تهران را برای اهل سنت ، یک حق بدیهی و انسانی ندانم . خودتان را جای آنها بگذارید و همین حاجت را رصدفرمایید .یعنی اگر ما شیعیان ، در کشوری جزو اقلیت مذهبی بودیم آیا دلمان نمی خواست در آن کشور دارای مساجدی باشیم برای عبادتمان ؟ به این نوشته ی خود دقت بفرمایید :

    دوم : اما از این حاشیه ها که بگذریم ، در پس این خواسته ، مسئله ی مهم و بغرنجی مطرح است که باید آن را به بحث و تبادل رأی و نظر گذاشت و درمورد آن اندیشید و تأمل کرد ! و آن این که چنین خواسته ای را چگونه می توان توجیه کرد !؟ آیا باید از استدلال ها و آموزه های درون مذهبی برای توجیه و دفاع از چنین خواسته ای بهره جست !؟ آیا اصول اخلاقی تجویز کننده ی چنین پیشنهادی خواهند بود و آیا می توان از استدلال های اخلاقی در دفاع از این خواسته استفاده کرد !؟ آیا با دیدگاه سکولار می توان به چنین تقاضایی تن داد !؟ آیا با دیدگاه لیبرال می شود از تقاضای اقامه ی نماز جمعه ی اهل تسنن در تهران دفاع کرد و به آن رضایت داد !؟ آیا چنین پیشنهادی با دموکراسی سازگار است و پرسش هایی از این دست . پاسخ نویسنده به این پرسش ها منفی ست و چنین تقاضایی را یا به اعتراضی خشمگین و کور تقلیل می دهد و یا تصوری خام ، آرمانی و رؤیایی از آزادی ، اخلاق ومذهب …..
    ———————-
    من فقط “عقل” را ملاک این حق می دانم .انصاف و عدل که برای داشتن این حق سراسیمه اند و پرپر می زنند . من فکر می کنم یکی از رازهای این حق کشی آشکار در این است که مبادا نماز جمعه ی اهل سنت درتهران با آنچنان شکوهی برگزار شود – که خواهد شد- که چشم خیلی ها را کور کند .

    با سلام و تشکر از حسن نظرتان ، پاسخ من همچنان منفی ست . به یاری خدا در قسمت بعدی این نوشتار علت مخالفت خود را توضیح خواهم داد . وجود نازکت آزرده ی گزند مباد . همین

  8. کِيان

    من فکر می کنم منظور آقای نوری زاد چیز دیگری است
    ایشون منظورش اینه که جمعیت حاضر شده در نماز آنقدر اندک است که مصلی به این بزرگی لازم نیست و حال با مردم چه کرده ایم که مردم حاضر نیستند به نماز جمعه بروندحال انتظار وحدت با سنی ها هستیم؟

    – من از کنار این پرسش محوری ، با ظرافت گذر می کنم تا خود شما پاسخ آن را برای من بنویسید . اما به یک بام و چند هوای رفتار خودمان که نگاه می کنم ، به بزرگان قوم خود حق می دهم از برگزاری نماز جمعه ی اهل سنت در تهران نگران باشند . درجایی که ما برای شیعیان مدینه و شهرهای دیگر دنیا نگرانیم و با دیپلماسی افسرده ی خویش تلاش می کنیم برای آنان مسجد و پایگاه دست و پا کنیم ، خودمان از تماشای روزی که اهل سنت ما در تهران صاحب مسجدی باشند و در او نمازجمعه به پا کنند ، به هراس می افتیم . با این همه ، حکایت وحدت میان شیعیان و سنیان ، تا زمانی که ما به سنیان سرزمین خویش ، درست مثل خودمان بها ندهیم و آنان را مثل خویشاوندان خویش دوست نداشته باشیم ، و برای بازپرداخت حقوق معوقه ی آنان گریبان ندریم ، حکایتی تهی از حقیقت است . ما باید سنیان سرزمین خویش را باور کنیم و بدانیم که آنان ایرانی اند و وطن خود را دوست دارند و هرگز به روزی نمی اندیشند که غریبگان بر این سرزمین پای گذارند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *